Skip to content

ما و گرانی

ما و گرانی منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای ما و گرانی ثبت نشده

♦️ سیره و روش زندگی امامان بزرگوار برای ما درس‌های بسیاری دارد. عمل کردن به سیره زندگانی اهل بیت سبب حسن عاقبت و سیر ملکوتی در دنیا می‌شود. اظهار عشق و علاقه به خاندان نبوت بدون عمل به دستورات آن بزرگواران هیچ سودی نخواهد داشت. یکی از عوامل سقوط بسیاری از خواص دنیا خواهی و اقتصاد فاسد هست. در این مطلب قصد داریم که ذره‌ای از روش اقتصادی امام صادق علیه السلام را در حیات طیبه‌اشان بیان کنیم تا ما نیز مواسات و برادری با برادران و خواهران را در اقتصاد و جلب منفعت در اولویت اول قرار بدهیم و بعد بفکر سودآوری باشیم.
در یکی از داستان‌هایی که شهید بزرگوار در کتاب داستان و راستانشان به نقل از از بحارالانوار آورده‌اند نکته بسیار دقیقی وجود دارد. ابتدا داستان را مطالعه می‌کنیم:
عائله ی امام صادق و هزینه ی زندگی آن حضرت زیاد شده بود. امام به فکر افتاد که از طریق کسب و تجارت عایداتی به دست آورد تا جواب مخارج خانه را بدهد. هزار دینار سرمایه فراهم کرد و به غلام خویش که «مصادف» نام داشت فرمود:«این هزار دینار را بگیر و آماده ی تجارت و مسافرت به مصر باش».
مصادف رفت و با آن پول از نوع متاعی که معمولاً به مصر حمل می شد خرید و با کاروانی از تجار که همه از همان نوع متاع حمل کرده بودند به طرف مصر حرکت کرد. همین‌که نزدیک مصر رسیدند، قافله ی دیگری از تجار که از مصر خارج شده بود به آنها برخورد. اوضاع و احوال را از یکدیگر پرسیدند. ضمن گفتگوها معلوم شد که اخیرا متاعی که مصادف و رفقایش حمل می کنند بازار خوبی پیدا کرده و کمیاب شده است. صاحبان متاع از بخت نیک خود بسیار خوشحال شدند، و اتفاقا آن متاع از چیزهایی بود که مورد احتیاج عموم بود و مردم ناچار بودند به هر قیمت هست آن را خریداری کنند. صاحبان متاع بعد از شنیدن این خبر مسرت بخش با یکدیگر هم عهد شدند که به سودی کمتر از صددرصد نفروشند. رفتند و وارد مصر شدند. مطلب همان طور بود که اطلاع یافته بودند.
طبق عهدی که با هم بسته بودند بازار سیاه به وجود آوردند و به کمتر از دو برابر قیمتی که برای خود آنها تمام شده بود نفروختند. مصادف با هزار دینار سود خالص به مدینه برگشت. خوشوقت و خوشحال به حضور امام صادق رفت و دو کیسه که هر کدام هزار دینار داشت جلو امام گذاشت. امام پرسید: «اینها چیست؟ » گفت: «یکی از این دو کیسه سرمایه ای است که شما به من دادید، و دیگری که مساوی اصل سرمایه است سود خالصی است که به دست آمده.».
امام: سود زیادی است، بگو ببینم چطور شد که شما توانستید این قدر سود ببرید؟ مصادف گفت: قضیه از این قرار است که در نزدیک مصر اطلاع یافتیم که مال التجاره‌ی ما در آنجا کمیاب شده. هم قسم شدیم که به کمتر از صد درصد سود خالص نفروشیم، و همین کار را کردیم!.
امام صادق فرمودند: سبحان اللّه! شما همچو کاری کردید؟ ! قسم خوردید که در میان مردمی مسلمان بازار سیاه درست کنید؟ ! قسم خوردید که به کمتر از سود خالصِ مساوی اصل سرمایه نفروشید؟! نه، همچین تجارت و سودی را من هرگز نمی خواهم. سپس امام یکی از دو کیسه را برداشت و فرمود: «این سرمایه‌ی من» و به آن یکی دیگر دست نزد و فرمود: «من به آن کاری ندارم.». آنگاه فرمود: «ای مصادف! شمشیر زدن از کسب حلال آسانتر است.» [۱][۲]
هشدار امام به مصادف، هشدار به تمام شیعیان است که در راه بازدهی مالی انصاف را فراموش نکنند و از نیاز و احتیاج مردم سوءاستفاده نکنند و به اصطلاح خون خلق الله را درون شیشه نکنند!. مشکلی که امروز با در بیشتر داد‌و ‌ستدها شاهد هستیم که شخص به کمتر از دو برابر سود راضی نیست. آیا براستی شیعه جعفری نباید از رفتار و روش امام خود درس بگیرد؟!

🔴 آیا داستان فعلی تشابهی با وضعیت فعلی ما ندارد؟
اگر بشنویم چیزی گران شده هجوم می بریم سمت آن مورد، فرقی ندارد چه چیزی باشد!! این رفتار وضعیت را بهتر می کند یا ملتهب تر؟ بیائید مسلمان واقعی باشیم و پیرو اهل بیت علیهم السلام!!

🆔 @jtolabir

🌹🌸🌺🌸🌹

تصور اشتباه

تصور اشتباه منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای تصور اشتباه ثبت نشده

♦️ توهم بزرگِ ارزانی قبل انقلاب!

↩️ نسل امروز با شنیدن نرخ کالاهای زمان پهلوی حسرت ارزانی آن زمان را می‌خورند. این در حالی است که مقایسه نسبی قیمت‌های آن زمان و اکنون گواه نادرستی ادعای ارزانی قبل از انقلاب است.

◀️ سال ۴۹ ، حقوق یک کارمند در ماه ۲۰۰ تومان و حقوق یک معلم ۵۰۰ تومان و قیمت یک خودروی پیکان ۱۸۰۰۰ تومان بود. اگر کارمندی قصد خرید پیکان داشت با پس‌انداز حقوق ۹۰ ماه و یک معلم با پس‌انداز حقوق ۳۶ ماه خود قادر به خرید پیکان بود. درحالی که امروز یک کارمند با حقوق حداقل ۱.۵ میلیون تومان می‌تواند با پرداخت ۱۳.۵ ماه حقوقش صاحب پراید شود .

◀️ سال ۵۰ ، دلار آزاد آمریکا ۱۰۵ ریال فروخته می‌شد. یک کارمند با حقوق ماهیانه‌ ۲۰۰ تومان می‌توانست با حقوقش تقریباً ۲۰ دلار بخرد در حالی‌که امروزه حقوق ۱.۵ میلیون تومان در ماه یک کارمند معادل ۴۰۰ دلار است.

◀️ در سال ۵۰ ، دستمزد روزانه‌ی یک کارگر در شهری مثل فردوس در خراسان جنوبی ۲۵ تا ۳۰ ریال بود یعنی یک کارگر اگر سه روز و نیم کار می‌کرد می‌توانست یک دلار بخرد در حالی که امروزه کارگری با مزد ۳۵ تا ۴۰ هزارتومان در روز با مزد روزانه‌اش قادر است ۱۰ دلار خریداری کند.

◀️ در سال ۵۴ ، یک حلب ۴.۵ کیلویی روغن نباتی ۲۹ تومان قیمت داشت که معادل مزد ۵ روز کارگری با حقوق روزانه ۶۰ ریال بود اما امروزه همان روغن ۲۳۰۰۰ تومان فروخته می‌شود و یک کارگر با مزد کمتر از یک روز خود یک حلب روغن می‌خرد.

◀️ سال ۵۴ ، مرغ منجمد کیلویی ۱۰۵ ریال فروخته می‌شد. یعنی اگر یک کارگر تمام مزد روزانه‌اش راپرداخت می‌کرد نهایتاً ۶۷۰ گرم مرغ خریداری می‌کرد در حالی‌که امروزه یک کارگر با مزد روزانه‌اش حداقل ۵ کیلو مرغ می‌خرد.

◀️ در زمان پهلوی قیمت نان سنگک ۵ ریال بود و کارگری که در روز ۶ تومان مزد دریافت می‌کرد می‌توانست ۱۲ نان سنگک بخرد ولی امروزه یک کارگر با مزد ۳۵ هزارتومان قادر است ۳۵ عدد نان سنگک بخرد.

♻️ رسانه باشید 🙏

🆔 @jtolabir

🌹🌸🌺🌸🌹

Primary Sidebar

Secondary Sidebar

Tertiary Sidebar

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی