Skip to content

درسی به یاد ماندنی

درسی به یاد ماندنی منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای درسی به یاد ماندنی ثبت نشده

از آخرین روزهای زندگی پیامبر مهربانی داستانی روایت شده است: «رسول خاتم(ص) در آخرین روزهای حیات خود، درحالی‌که از شدت درد، دستمالی بر سر خود بسته بود، به مسجد آمد و چون نتوانست از پله‌های منبر که سه پله بیشتر نبود، بالا رود و توان ایستادن نیز نداشت، نشسته با مردم سخن گفت و فرمود: ‌ای مردم، مرگ حق است و هیچ‌کس را از آن گریزی نیست و پس از مرگ، روز عدل و داد است و قصاص اعمال، پس اگر کسی حقی بر من دارد در دنیا بستاند و به عقبی نکشاند تا وقتی بر خدا وارد می‌شوم، حقی بر گردنم نباشد که هیچ‌کس را تاب تحمل عذاب آخرت نیست. مسجدالنبی به خروش آمد، همگان گریستند و عرض کردند یا رسول‌الله ما حقی بر شما نداریم، شما بر همه ما حق دارید و اگر داشتیم نیز از آن گذشتیم. عکاشه‌بن‌محصن‌فزاری برخاست و گفت: ‌ای رسول خدا، فلان‌ شب و در فلان جنگ شتر من و شتر شما کنار هم می‌رفتند، شما با عصایی که در دست داشتید خواستید بر شتر خود بزنید که بر من خورد و من امروز خواهان قصاصم.

عده‌ای گفتند: ‌ای عکاشه، این قصاص را به صد شتر بفروش و از پیامبر قصاص مکن. ولی اثری نکرد و عکاشه همچنان خواهان قصاص بود. پیامبر فرمود: چیزی مگویید که حق اوست و حق خود خواهد. پیامبر(ص) بلال را فرمود که «عصای مرا از خانه‌ام بیاور». عکاشه گفت: ‌ای رسول خدا وقتی عصای شما بر من خورد لباس بر تن نداشتم، ولی شما عبا و پیراهن به تن دارید! پیامبر عبا و پیراهن کنار زد و فرمود حالا بزن. عکاشه عصا را انداخت و خودش را به بدن پیامبر چسبانید و بر بدنش بوسه زد. مردم گریستند، پیامبر فرمود چرا چنین کردی؟ عکاشه گفت: «ترسیدم آخرین روزی باشد که ترا می‌بینیم، خواستم به تو نگاه کنم و خود را بر اندام تو بمالم تا فردای قیامت بدنم در آتش نسوزد و جسدم بر آتش حرام شود». حلالیت خواستن پیامبر رحمت(ص) زمانی بیشتر فهم می‌شود که بدانیم ساده‌زیستی، دردسترس‌بودن، تساوی در حقوق شهروندی و استفاده برابر ایشان و اهل‌بیتشان از نعمت‌های جامعه اسلامی، ویژگی ثابت زندگی پیامبر مهر و محبت(ص)، به‌ویژه در زمان رهبری دینی و سیاسی مسلمانان بوده است. ساده‌زیستی پیامبر، گفت‌وگوی بی‌واسطه با ایشان و توضیح خواستن از پیامبر برخی از تصمیمات اجتماعی را آسان می‌کرد. برای نمونه در جنگ احد هنگامی که پیامبر تصمیم گرفت با کفار در خارج از مدینه روبه‌رو شود، مسلمانان علت این تصمیم را از ایشان جویا شدند یا در جنگ حنین وقتی پیامبر اسلام(ص) به گروهی از مسلمانان بیشتر از بقیه، غنایم را بخشید فردی از انصار به پیامبر اعتراض کرد. در همه این موارد رسول خدا(ص) با آرامش به آنها پاسخ داد و در مواردی نیز سخن آنها را پذیرفته و به پیشنهاد آنان نیز عمل کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد باتوجه به پیچیده‌شدن تصمیم‌گیری امور اجتماعی در دنیای مدرن و تأثیرات بیش‌ازاندازه آنها بر زندگی افراد، طلب حلالیت و پذیرش پیش‌فرض‌های طلب حلالیت‌‌ (مسئولیت‌پذیری و شفافیت در تصمیم‌گیری) از مردم باید یکی از شاخصه‌های مدیران باشد و مسئولان جامعه اسلامی به آن عمل کنند.

هفت ویژگی برای شهید

هفت ویژگی برای شهید منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای هفت ویژگی برای شهید ثبت نشده

رسول خدا که بر او و اهل بیت او درود و سلام باد، فرمود: براى شهید هفت خصلت است .
۱ – اولین قطره خونى که از شهید بر زمین ریزد، همه گناهان او بخشیده شود.
۲ – وقتى شهید به زمین بیفتد، دو حورى بهشتى سر او را به دامن گیرند و گرد و غبار از صورتش پاک کنند و گویند: آفرین بر تو.
۳ – لباسهاى بهشتى بر اندام او پوشانده شود.
۴ – خدمه بهشت بر یکدیگر سبقت گیرند تا او را به عطرهاى بهشتى معطر سازند.
۵ – مقام و منزلت وجایگاه خود را در بهشت مى بیند.
۶ – به شهید گفته مى شود: در هر کجاى بهشت که خواهى سیر کن و از هر چیزى بهره مند باش .
۷ – به وجه الله مى نگرد و در کنار انبیاء و اولیاء و در قرب حق آرام مى گیرد.

مرا با بندگانم بگذار

مرا با بندگانم بگذار منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای مرا با بندگانم بگذار ثبت نشده


از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت شده که آن حضرت به ابوجهل فرمود:
اى ابوجهل ! آیا قصه و داستان حضرت ابراهیم خلیل را مى دانى ؟ آن گاه که او را در ملکوت آسمان بالا بردند، خداوند دیدِ چشمان او را چنان قوى گردانید که زمین وهرچه بر روى آن بود از ظاهر و پنهان همه را دید، و در ضمن مشاهده کرد مرد و زنى را که زنا مى کردند، بر آنها نفرین کرد که ایشان هلاک شوند و هلاک شدند، بعد از آن ، دو نفر دیگر را چنین دید، دعا کرد و هر دو هلاک شدند، سپس دو نفر دیگر را بر این حال دید، دعا کرد و هر دو مردند و هلاک گردیدند. چون خواست بدو کس دیگر هم نفرین کند حقتعالى وحى فرمود که :
اى ابراهیم ! دعاى خود را از بندگان و کنیزان من بازدار. همانا منم آمرزنده مهربان ، گناهان بندگان به من ضرر نمى رساند همان طور که طاعت ایشان نفعى به من نمى رساند، و ایشان را سیاست و تربیت نمى کنم به آن که خشم خود را براى ایشان تدارک کنم چنان که تو مى کنى .
پس دعاى خود را از بندگان من بازدار، زیرا تو بنده ترساننده بندگان من از عذاب من هستى ، ولى شریک در پادشاهى من نیستى و حافظ و شاهد و نگهبان بر من و بندگان من نیستى .
من با بندگان گناهکار خود یکى از این سه کار را مى کنم :
۱ – یا توبه مى کنند و به سوى من برمى گردند که توبه ایشان را قبول مى کنم و گناه ایشان را مى آمرزم و عیبهاى ایشان را مى پوشانم .
۲ – و یا آن که عذاب خود را از ایشان باز مى دارم ، براى آن که مى دانم از پشتهاى ایشان فرزندانى چند مؤ من بیرون خواهد آمد، پس رفق و مدارا مى کنم با پدران کافر و تأ نى مى کنم با مادران کافر وعذاب را از ایشان بر مى دارم تا آن مؤ منان از پشتشان بیرون آیند و آنگاه که مؤ منان از صلبها و رحمهاى ایشان بیرون آیند و جدا شوند، برایشان عذاب من ، واجب وبلاى من نازل مى شود.
۳ – و اگر نه این باشد و نه آن ، پس آنچه که من مهیا کرده ام براى ایشان از عذاب خود در آخرت ، از آنچه براى ایشان در دنیا مى خواهى عظیم تر است .
زیرا که عذاب من براى بندگانم در خور جلال و بزرگوارى من است .
اى ابراهیم ! پس مرا با بندگان خود بگذار که من مهربانترم به ایشان از تو.
و مرا با ایشان بگذار که منم جبار بردبار و داناى حکیم ، تدبیر مى کنم ایشان را به علم خود. و جارى مى کنم در ایشان قضا و قدر خود را

Primary Sidebar

Secondary Sidebar

Tertiary Sidebar

طراحی سایت
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار