Skip to content

برای نابودی گناهان

برای نابودی گناهان منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای برای نابودی گناهان ثبت نشده

💠 نابود کننده گناهان

🔹 قَالَ الرِّضَا (ع) مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَى مَا یُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیُکْثِرْ مِنَ الصَّلَوَاتِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً.

🌸 امام رضا(علیه السلام) فرمود:
هرکس چیزی ندارد تا کفاره گناهان خود سازد، بسیار بر محمد و آل او صلوات بفرستد؛ چراکه صلوات گناهان را به شدت نابود می کند.

📚 امالی شیخ صدوق، ص۷۳

🆔 @jtolabir

خیر خواه بندگان خدا باشیم…!

خیر خواه بندگان خدا باشیم…! منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای خیر خواه بندگان خدا باشیم…! ثبت نشده

۰۰۴

خیر خواه بندگان خدا باشیم…!

معروف بن فیروز کرخى، مشهور به ((معروف کرخى ))، از زاهدان و صوفیان نامدار قرن دوم هجرى است .ولادتش در محله ((کرخ)) بغداد بود و به دست امام هشتم، على بن موسى الرضا(ع) توبه کرد و به مقامات بالاى عرفانى رسید .به نیکوکارى و خدمت به مردم مشهور بود . وى در سال ۲۰۰ هجرى قمرى درگذشت.
نقل است که روزى با جمعى مى‏رفت. جماعتى از جوانان فاسد و گنه کار را دیدند . وقتى به لب دجله رسیدند، یاران گفتند (( یا شیخ دعا کن تا خداوند این جوانان را که در فساد غرق‏اند، در دجله غرق کند و شومى آنان را از سر مردم شهر بردارد .))
معروف کرخى گفت: (( دست‏هاى خود را بالا برید تا دعا کنم و آمین گویید .)) یاران دست‏هاى خود را بالا بردند تا دعاى شیخ را علیه آن جوانان تبه کار، آمین گویند . شیخ گفت: ((الهى!چنان که این جوانان را در این جهان، عیش و خوشى دادى، در آن جهان نیز در عیش و خوشى در آر.))
اصحاب حیرت کردند و گفتند: (( یا شیخ!این چه دعایى است که مى‏کنى؛ ما سر آن را ندانیم .)) گفت: (( بایستید تا بر شما آشکار شود.))
چون گذر جوانان بزه کار بر شیخ افتاد، حالتى در آنان رفت . جام‏هاى شراب را شکستند و هر چه از آلات گناه نزد آنان بود بر زمین نهادند . سپس بر جمله آنان گریه غالب آمد و بر دست و پاى معروف افتادند و توبه کردند.
شیخ رو به اصحاب کرد و گفت: (( دعاى من در حق آنان، مستجاب شد . اگر بر همین توبه از دنیا روند، عیش آن جهانى آنان، تأمین است و تضمین. آیا این بهتر از آن نبود که شما مى‏خواستید؟ ))

لطف امام رضا علیه السلام به علامه حسن زاده آملی

لطف امام رضا علیه السلام به علامه حسن زاده آملی منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای لطف امام رضا علیه السلام به علامه حسن زاده آملی ثبت نشده

علامه حسن زاده آملی:

در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم به صرف و تهجد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم ؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیادت جمال دل آراى ولى الله اعظم ، ثامن الحجج ، على بن موسى الرضا – علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیه و الثناء – نائل شدم .

در آن لیله مبارکه قبل از آن که به حضور باهر النور امام (علیه السلام ) مشرف شوم ، مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احباء الله بود و من فرمودند: در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که بر آورده است ، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم.

سپس به پیشگاه والاى امام هشتم ، سلطان دین رضا – روحى لتربه الفداء، و خاک درش تاج سرم – رسیدم و عرض ادب نمودم ، بدون اینکه سخنى بگویم ، امام که آگاه به سر من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى دانست فرمود: نزدیک بیا! نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم ، دیدم آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و به من اشارت فرمود که : بنوش ، امام خم شد و من زیانم را در آوردم و با تمام حرص و ولع از کوثر دهانش آن آب حیات را بوسیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیرالمؤمنین على (علیه السلام ) فرمود: پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله ) آب دهانش را به لبش آورد و من آن را بخوردم که هزار در علم و از هر درس هزار در دیگرى به دوى من گشوده شد.

پس از آن امام (علیه السلام ) طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود به در آمدم ، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى به گفتار حافظ شیرین سخن به ترنم آیم که:

دوش  وقـت  سحـــر  از  غصه  نجــــاتم  دادند                         وندر  آن  ظلمـــت  شـــب  آب  حیــــاتم  دادند

چه  مبارک  سحرى  بود  و  چه  فرخنده  شبى                      آن  شب  قـــــدر  که  این  تازه  بـــــراتم  دادند

Primary Sidebar

Secondary Sidebar

Tertiary Sidebar

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی