Skip to content

يك كلمه با دو معناى متفاوت

يك كلمه با دو معناى متفاوت منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای يك كلمه با دو معناى متفاوت ثبت نشده

در صدر اسلام، مسلمانان هنگامى كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله مشغول سخن گفتن بود و آيات و احكام الهى را بيان مى‏كرد گاهى از آن حضرت درخواست مى‏كردند كمى با تانى سخن بگويد تا آنان مطالب را بهتر بشنوند و به خاطر بسپارند و نيز بتوانند سؤالها و خواسته‏هاى خود را مطرح نمايند به همين دليل كلمه راعنا را كه از ماده الرعى به معنى مهلت دادن است بكار مى‏بردند. ولى اهل كتاب (يهود) از سر دشمنى همين واژه را از ماده الرعونه كه به معنى كودنى و حماقت است معنا مى‏كردند كه بنابراين معناى راعنا ما را تحميق كن! است اين مساله دستاويزى براى يهود فراهم مى‏آورد تا مسلمانان و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را به استهزاء بگيرند، به همين دليل خداوند در قرآن مى‏فرمايد: يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْكافِرينَ عَذابٌ أليمٌ (2بقره/104) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد نگوييد »راعنا« و بگوييد »انظرنا« و گوش شنوا داشته باشيد و كافران عذابى دردناك [در پيش] دارند. طبق آيه فوق به مؤمنان دستور داده كلمه راعنا را بكار نبرند و به جاى آن از كلمه انظرنا استفاده كنند كه همان مفهوم را مى‏رساند و دستاويزى براى دشمنان و مغرضان به همراه ندارد. در برخى تفاسير آمده است كه جمله راعنا در لغت يهود، معناى طعن و توهين را در برداشت يعنى بشنو كه هرگز نشنوى. وقتى مسلمانان اين جمله را مى‏گفتند يهوديان معناى مورد نظر خود را به ذهن مى‏آورند و پوزخند مى‏زدند.

شبهه کشتی نوح علیه السلام

شبهه کشتی نوح علیه السلام منتشر شده در ۲ دیدگاه برای شبهه کشتی نوح علیه السلام

برخی بر اساس مبانی عقلی شبهه ای را در مورد طوفان نوح در قرآن ذکر می کنند که وقوع طوفان در زمان حضرت نوح به دلایل علمی ممکن نیست. آنها بیان می دارند که با مقایسه ای تطبیقی و علمی، باید پرسید که مثلا چگونه جناب نوح موفق شده اند که «از میان پنجاه میلیارد نوع موجود زنده ای که بر روی کره زمین زندگی می کرده اند و به دلیل انقراض بخش اعظمی از این مجموعه عظیم، مجموعه ای عظیم تر مشتمل بر چهل میلیون گونه موجود زنده ای که به وسیله دانشمندان علوم طبیعی به دقت طبقه بندی شده اند» را، از هر گونه یک جفت گردآوری و در یک کشتی آن هم به طول سیصد و عرض پنجاه و ارتفاع سی ذراع نگه داری کرده باشد؟! و چگونه غذا و آب این حیوانات را تأمین کرده است؟ و یا چگونه ممکن است که با ریزش چهل شبانه روز باران، تمامی کره زمینی که در بعضی از مناطق آن حتی بیش از این مدت و مقدار در طول سال باران می بارد را آب پوشانده باشد؟!
و یا این که چگونه ممکن است طوفانی که در 22 قرن قبل از میلاد مسیح در کره زمین واقع شده، اهرام ثلاثه و هرم معروف و بزرگ آن «کئوپس» را که 29 قرن پیش از میلاد مسیح ساختش به پایان رسیده را از بین نبرده باشد و تمامی آثار موجود از جمله مومیایی ها و سنگ نبشته ها و دیگر اشیای متعلق به دوران فراعنه موجود در اهرام را نابود نکرده باشد؟!
با تحلیل متن فوق، خرده گیری های موجود در آن را می توان به این صورت فهرست کرد:
1- چه طور ممکن است، جفتی از تمامی گونه های موجودات در فضای یک کشتی با ابعاد فوق الذکر جا بگیرند؟
2- چه طور می توان برای چنین جماعت عظیمی از موجودات در این مدت نسبتا طولانی آب و غذا فراهم کرد؟
3- ریزش چهل شبانه روز باران، حجمی از آب تولید نمی کند که تمام کره زمین را آب بپوشاند، همان طور که در بعضی از نقاط بیش از این مقدار در طول سال باران می بارد، اما تمام کره ی زمین را فرا نمی گیرد!
4- چطور این طوفان سهمگین آثار تاریخی مربوط به زمانهایی بس پیشتر از وقوع خود را از بین نبرده است؟
5- محاسبه شده که اگر حجم تمام بخار آب جو زمین به هم ضمیمه شود و بر سطح زمین جاری گردد، ارتفاع آن از چند سانتی متر تجاوز نمی کند. بنابراین؛ این همه آب از کجا آمد که حتی قله های شامخ کوه ها را فرو برد و پرندگان آسمان مردند، چون جایی نیافتند که بر آن بنشینند؟
6- اولا این همه آب با علم کنونی غیر ممکن است مگر اینکه از کرات دیگر آورده شده باشد. ثانیا این همه آب بعد از فرونشستن طوفان کجا رفت؟! مگر ممکن است که فضای داخلی کره زمین، گنجایش مقداری آب به حجم کراتی با شعاع هایی بسی بزرگتر (که منطقا بر آن محاط بوده) را داشته باشد؟!
7- اگر این گونه باشد که به دلیل ایمان نیاوردن انسانها، خداوند همه موجودات را نابود کرده باشد، این سؤال پیش می آید که آیا نابودکردن مرغان هوا و… به خاطر گناه انسان خلاف حکمت نیست؟

پاسخ اول:

عناصر منطقی شبهه

1- طوفان نوح در قرآن کریم ذکر شده است.
2- ولی به دلایل علمی نمی توان وقوع این توفان را در زمان نوح (ع) ممکن دانست.
3- بنابراین قصه توفان نوح به دلایل علمی ممکن نیست.
پاسخ شبهه

در مورد طوفان نوح یاد آوری چند نکته ضروری است:
الف) حادثه طوفان نوح، یک حادثه طبیعی نبوده است تا بتوان آن را در چارچوب حوادث طبیعی زمین بررسی کرد؛ بلکه امری استثنایی و خارق العاده بوده و طبیعتا به طور خارق العاده نیز پایان یافته است.
ب ) اطلاعات بشری در مورد حوادث گذشته زمین، هنوز به آن اندازه نیست که بتواند قضاوتی صحیح و کلی درباره همه رخدادها داشته باشد. بسیاری از مسائل تاریخی و طبیعی، هنوز برای بشر به شکل معما باقی مانده است. چگونگی ساختن اهرام مصر، چگونگی احداث مناطق وسیع و مسطح بر فراز کوه های بعلبک لبنان، سرنوشت جزیره آتلانتیس (که بقایای آن در قعر دریاهاست) و ده ها اثر دیگر که هنوز توجیهی متناسب با علوم و ابزارهای عادی بشری ارائه نشده است.
ج ) باستان شناسان در بین النهرین، آثار تمدن هایی را از اعماق زمین به دست آورده اند که نشان از مدفون شدن آثارفراوانی در زیر سیلاب های مهیب دارد و احتمال این که مربوط به مردم زمان نوح باشد، بعید به نظر نمی رسد.
با توجه به مقدمات فوق، اکنون به آیات قرآن نظری می افکنیم تا ببینیم که قرآن در این مورد چه فرموده است: در سوره هود آیه 44 می فرماید: «وقیل یا أرض ابلعی ماءک و یا سماء أقلعی؛ به زمین گفته شد آب خود را فرو ببرد، و ای آسمان از بارش باز ایست.» از این آیه چنین برمی آید که بخشی از آب های درونی زمین به روی زمین آمده است می دانیم که در زیر زمین مقادیر بسیار عظیمی آب قرار دارد که گاهی حجم آن چندین میلیون متر مکعب است. این آب ها در طبقات زیرین زمین و به مقادیر بسیار زیاد، یافت می شوند. بخشی از اینها را آب شیرین تشکیل می دهد و در زیر آن منابع عظیم آب شور قرار دارد. حال اگر این منابع فوران کند، هیچ جا از سیلاب در امان نخواهد بود. این موضوعی است که از نظر علمی هیچ منعی ندارد.
نکته دیگر آن که در آیه خداوند خطاب به زمین فرمود: آب ها را فرو ببر و در آیات قبل نیز به فوران آب از زمین اشاره شده است. بنابراین مقادیر زیادی از آب به جای اصلی خود (زیر زمین) باز گشته است. و به آسمان نیز فرمود: «اقلعی» که به معنای جذب کردن چیزی است به گونه ای که اثری از آن باقی نماند. بر این اساس، می توان گفت مقادیر زیادی آب نیز تبخیر شده است.
در روایتی نیز در همین زمینه آمده است که: «آب زمین در زمین فرو رفت و آب آسمان به سوی دریاها روان شد.» در هر صورت با توجه به این که هم اکنون «سه چهارم» زمین دریا می باشد، ممکن است که در گذشته این رقم حتی بیش از این بوده باشد، هیچ ایرادی از نظر طبیعی برای در خود دادن آب های نازل شده از آسمان، باقی نمی ماند. چنان که در همین دوران نیز، گاه آب دریاها چندین سانتیمتر بالا و پایین می رود (غیر از جزر و مد).
سرانجام آب توفان

اما این که آن همه آب کجا رفته؟ مشکل مهمی نیست زیرا:
اولا آب های فراوانی در اقیانوس ها هم اینک وجود دارد.
ثانیا، اگر بخشی از آن آب ها به امر خداوند در زمین فرو رفته باشد برای ما قابل محاسبه نیست پس لزوما آن آب ها معدم نشده اند.
ثالثا، آنچه که محال است معدوم شدن ماده موجود است ولی تبدل ماده ای به ماده دیگر یا حتی ماده ای به مجرد نه تنها امری است ممکن بلکه ضروری و ثابت است. طبق نظر دانشمندان همه کره زمین در ابتدا پوشیده از آب بوده و بعد از زمان های طولانی دحوالارض صورت گرفته و زمین ها از زیر آب بیرون آمده اند. حال آن آب ها یا به صورت یخ در قطب ها درآمده اند. چنانچه اخیرا گفته می شود اگر یخ های قطب ذوب شوند بخش زیادی از زمین ها به زیر آب می روند یا تبدیل به ماده دیگری شده اند و تبدیل و تبدل غیر از مسأله انهدام است بین این دو مسأله خلط شده است.
با توجه به این نکات کاملا علمی و معقول است که در منطقه حضرت نوح آب های فراوانی (از زمین و آسمان) پدید آمده باشند و بعداز اتمام ماجرا بخشی تبخیر و بخشی به زمین فرو رفته باشند و بخشی به ماده دیگر (از قبیل گاز و بخار تجزیه شده باشند) از نظر جغرافیایی شکی نیست که شهر نجف اشرف دارای دریا بوده (بحر نجف) و مکان این بحر هم اکنون موجود است و در نجف از همان منطقه می باشد. در حالی که در این زمان هیچ آبی در این منطقه عظیم وجود ندارد.
بزرگی کشتى نوح

بدون شک کشتى نوح یک کشتى ساده اى نبود و با وسائل آن روز به آسانى و سهولت پایان نیافت، کشتى بزرگى بود که به علاوه بر مؤمنان راستین یک جفت از نسل هر حیوانى را در خود جاى مى داد و آذوقه فراوانى که براى مدتها زندگى انسانها و حیوانهایى که در آن جاى داشتند حمل مى کرد، چنین کشتى با چنین ظرفیت حتما در آن روز بى سابقه بوده است، به خصوص که این کشتى باید از دریایى به وسعت این جهان با امواجى کوه پیکر سالم بگذرد و نابود نشود، لذا در بعضى از روایات مفسرین مى خوانیم که این کشتى هزار دویست ذراع طول و ششصد ذراع عرض داشت! (هر ذراع حدود نیم متر است)
در بعضى از روایات اسلامى آمده است که مدت چهل سال قبل از ظهور طوفان یک نوع بیمارى به زنان قوم نوح دست داد که دیگر از آنان بچه اى متولد نشد و این در واقع مقدمه اى براى مجازات و عذاب آنان بود.
سرنشینان کشتی نوح (ع)

از آن جا که طوفان نوح (ع) جهانی بود و سراسر کره زمین را فرا می‎گرفت، بر نوح (ع) لازم بود که برای حفظ نسل حیوانات و حفظ گیاهان، از هر نوع حیوان، یک جفت سوار کشتی کند و از بذر یا نهال گیاهان گوناگون بردارد. روایت شده؛ امام صادق (ع) فرمود: «پس از پایان یافتن ساختمان کشتی، خداوند بر نوح (ع) وحی کرد که به زبان سریانی اعلام کن تا همه حیوانات جهان نزد تو آیند. نوح اعلام جهانی کرد و همه حیوانات حاضر شدند. نوح (ع) از هر نوع حیوانات یک جفت (نر و ماده) گرفت و در کشتی جای داد.»
در قرآن، این مطلب را چنین می‎خوانیم که خداوند می‎فرماید: «هنگامی که فرمان ما (به فرا رسیدن عذاب) صادر شد، و آب از تنور به جوشش آمد، به نوح گفتیم: از هر جفتی از حیوانات (نر و ماده) یک زوج در آن کشتی حمل کن، هم چنین خاندانت را بر آن سوار کن، مگر آنها که قبلا وعده هلاکت به آنها داده شده (مانند یکی از همسران و یکی از پسرانش) و هم چنین مؤمنان را سوار کن.» (هود/ 40) به این ترتیب مسافران کشتی عبارت بودند از: نوح (ع) و حدود هشتاد نفر از ایمان آورندگان به او، و یک جفت از هر نوع از انواع حیوانات (از حشرات و پرندگان و چهارپایان و…) و مقداری بذر گیاهان و نهال.
مسافران هر کدام در جایگاه مخصوصی قرار گرفتند و همه آماده یک بلای عظیم بودند که نشانه‎های مقدمانی آن آشکار شده بود. از جمله در میان تنوری که در خانه نوح (ع) بود آب جوشید و ابرهای تیره و تار هم چون پاره‎های ظلمانی شب سراسر آسمان را فرا گرفت. صدای غرش رعد و برق از هر سو شنیده و دیده می‎شد و همه چیز از یک حادثه بزرگ و فراگیر خبر می‎داد.
مدت ماندن کشتی نوح روی آب

اما در مورد اینکه کشتی حضرت نوح (ع) چه مدتی روی آب مانده و وقتی که به خشکی نشست، در کجا قرار گرفت و انسان ها و حیواناتی که در کشتی بودند, از چه تغذیه می کرده اند، باید گفت: مدت توقف در کشتی را سیزده و برخی شش ماه بیان کرده اند. یکی از نویسندگان می نویسد: مدت توقف در کشتی را سیزده ماه و 27 روز نوشته اند. نوح شش ماه در کشتی بود. کشتی نوح در نوروز در کوه جودی به خاک نشست. کوه جودی و فرات کنار کوفه است. در اینکه نوح و همراهانش چه مدت در کشتی بودند روایات مختلفی وجود دارد.
در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده که هفت روز در آن بودند (بحارالانوار، ج 11، ص 333) و سپس آب فرونشست و کشتی بر کوه جودی، که کوهی است در موصل، قرار گرفت. در روایت دیگر از آن حضرت این مدت بیش از یک ماه ذکر شده است. و در حدیث دیگری است که شش ماه در کشتی بودند و در تاریخ یعقوبی آمده است که از روزی که نوح داخل کشتی شد تا وقتی که از آن بیرون آمده یکسال و ده روز طول کشید.
سیدبن طاووس در کتاب «سعدالسعود» می گوید که در ترجمه تورات آمده که کشتی 150 روز بر روی آب بوده است. و قرآن کریم بدون آن که از مدت توقف نوح در کشتی سخن به میان آورد، جریان فرونشستن آب و قرار گرفتن کشتی را بر کوه جودی در یک آیه کوتاه بیان فرموده است.
در این آیه آمده است: «وقیل یا أرض ابلعی مائک ویا سماء أقلعی وغیض الماء وقضی الامر واستوت على الجودی؛ و گفته شد: ای زمین! فرو خور آب خویش، و ای آسمان! بایست و مبار بیش از این، و (آن گاه) آب کاسته شد و عذاب به پایان رسید و کشتی برکوه جودی قرار گرفت.» (هود/ 44)
جودی، به هرکوه و زمین سخت اطلاق می شود. در بعضی از تفاسیر، به کوهی در موصل (یکی از شهرهای عراق) اطلاق شده که به ارمنستان منتهی می شود و به آرارات موسوم است. تورات، محل فرود کشتی نوح را کوههای آرارات ذکر کرده است، که «ماسیس» نام دارد و در ارمنستان واقع شده است. از شهرهای عمده ای که در دامنه کوه آرارات قرار دارد، نخجوان است. عده ای نام این شهر را با ماجرای سفینه نوح مرتبط دانسته اند؛ زیرا در زبان ارامنه «نخ» به معنای کشتی و «جوان» به معنای جایگیر است. آنها معتقدند که حضرت نوح (ع) بعد از توفان در این شهر جای گرفت و به قولی دیگر، نوح نبی (ع) در این شهر مدفون است و قبر همسرش نیز در مرند بر سر راه تبریز است.
حیوانات و غذای آنها

در مورد غذای نوح و مردم و همین طور آذوقهء حیوانات، مشخص نیست که چه بوده است. این مطلب نیز ثابت نیست که از تمامی حیوانات یک جفت در کشتی جمع کرده باشد. ممکن است از حیوانات اهلی که در دسترس مردم بوده، جمع آوری کرده باشد. البته ظاهر آیه شریفه «قلنا احمل فیها من کل زوجین اثنین؛ به نوح گفتیم از هر زوجی سوار کشتن کن.» (هود/ 40) این است که از تمامی حیوانات روی کره زمین، از هر کدام یک جفت داخل کشتی سوار کرد، ولی به نظر می رسد پرندگان نیازی به سوار شدن در کشتی ندارند.
جمع آوری تمامی انواع حیوانات برای نوح غیر ممکن بوده مگر این که معجزه وار آن ها را در کشتی جمع کرده باشد. علامه طباطبایی فرموده: «ظاهر آیه این است که از هر نوع حیوانی یک جفت داخل کشتی سوار کرده است.» و از صاحب تفسیر المنار نقل است که مراد از آیه، حیواناتی که در آن منطقه بوده، از هر کدام یک جفت برداشته است.
دیدگاههای مختلف

به هر حال گفته اند در تاریخ طبیعی زمین دورانی به نام دوران بارانهای سیلابی دیده می شود که اگر آن را الزاما مربوط به قبل از تولد جانداران ندانیم، قابل تطبیق بر طوفان نوح هست. نظریه دیگری نیز در تاریخ طبیعی زمین هست که به گونه ای مربوط به طوفان زمان حضرت نوح (ع) است که محور کرهء زمین تدریجا تغییر پیدا می کند; یعنی قطب شمال و جنوب تبدیل به خط استوا و خط استوا جای قطب شمال و جنوب را می گیرد. در این صورت، روشن است که به هنگام گرم شدن یخ های متراکم قطبی، آب دریاها به اندازه ای بالا می آید که بسیاری از خشکی ها را فرا می گیرد و با نفوذ در لایه های زمین به صورت چشمه های خروشان از نقاط دیگر سربرمی آورد. گسترش آب ها باعث فزونی ابرها و بارش باران های زیادترمی گردد.
نیز گفته اند در یک دوره از زمین شناسی ثابت شده است که اول روی سطح زمین را آب فرا گرفته بود و بعد به علتی مثلا برخورد شهاب و سیاره ای به کرهء زمین، در زمین شکافی پدید آمد. قارهء آمریکا و آفریقا از دیگر قسمت ها جدا شد و حفره ای در این فاصله پدید آمد و آب های سطح کرهء زمین به این حفرهء بزرگ سرازیر شد و قسمتی از کرهء زمین از آب خالی شد. با این حادثه چند قاره و چند شبه جزیره و هزاران جزیره و ده ها خلیج به وجود آمد. این سخن اگر چه به صورت نظریه است، اما به ملاحظهء نقشهء کرهء زمین، به ویژه جزیرةالعرب و شاخ آفریقا و نیز قارهء آفریقا و قارهء آمریکا وجاهای فرورفتگی و برآمدگی این دو قاره، تا حدودی می توان برای این منظور بهره گرفت.
دربارهء داستان کشتی حضرت نوح (ع ) تحقیقات زیادی شده است. در این باره بیش از 180000اثر نوشته شده است. در سال 1833 میلادی یک گروه از محققان ترک دربارهء آتشفشانی کوه آرارات تحقیقاتی کردند. این گروه مدعی شدند قسمتی از جلوی کشتی حضرت نوح (ع ) را از میان یخبندان ها که خارج شده بود, کشف کردند. در سال 1892 میلادی دکتر نوری به کوه آرارات رسید و ادعا کرد که به طور تصادفی کشتی نوح را کشف کرده و چوب این کشتی قرمز تیره رنگ بود. در اثنای جنگ جهانی اول یک هوانورد روسی در یک پرواز اکتشافی، بقایای یک کشتی بسیار بزرگ را مشاهده کرد. با توجه به مطالب مذکور باید گفت: شبهات مذکور, پایه و اساسی ندارد, زیرا جزئیات این سیل، تا حدودی روشن نیست. حجم کشتی حضرت نوح (ع) چقدر بود؟ گرچه در تورات مطالبی وجود دارد, لیکن در صحت آن شک و تردید وجود دارد. چه مقدار جانور را در کشتی قرار داد؟ معلوم نیست، اگر چه در تورات آمده است که تعداد حیوانات حلال گوشت، هفت جفت و از پرندگان، هفت جفت و یک جفت از بقیه درون کشتی حضرت نوح (ع) قرار گرفت.
منـابـع
دایره المعارف اسلامی- جلد 1 صفحه 278
عماد الدّین حسین اصفهانی- تاریخ انبیا- صفحه 208ـ 209 با تلخیص
سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد 1 ص 44 ، جلد 10 ص 247- 270، 383، 397-401
زهرا اخوان صراف- مقاله نگاهی به نشر نوین شبهات کهن در مورد قرآن- نشریه نامه جامعه- بهمن 1383- شماره 5
ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد ‏9 صفحه 96
The sedimentary record of sea-Level change ; Cambridge- 2003 Angela L. Coe

پاسخ دوم:

بشر در طول زندگی پر اُفت و خیز خود با پدیده دین، مواجه بوده است. چیزی که نوید سعادت ابدی، در پرتو ایمان به مبدءی نامتناهی را در سرلوحه خود قرار داده است. اما همگان در مواجهه با آن برخوردی یگانه نداشتند. برخی پیام انبیا را مطابق با فطرت و عقل بی ‌آلایش خود یافته، به آن معتقد گردیدند و بعضی دیگر راه عناد در پیش گرفته چشم و گوش حقیقت-بین خود را بستند و نه تنها خود گمراه شدند که به گمراه ‌سازی دیگران نیز همت گماردند. قوم نوح طبق آنچه از قرآن استفاده می‌شود، راه عناد در پیش گرفته، جز عده کمی موعظه‌‌های چند صد ساله نوح را نشنیدند و هم گمراه شدند و هم گمراه ساختند. پس سزاوار عقوبت الهی گشته، به طوفانی سهمگین گرفتار شدند. برخی از متون دینی همچون تورات و قرآن، به فراخور حال، سرگذشت عده‌های از اقوام پیشین از جمله قوم نوح را نقل نموده ‌اند تا موعظ‌ه ‌ای باشد برای مومنان. آنچه دغدغه تاریخ ‌پژوهان و برخی از روشنفکران امروزی را بر انگیخته وجاهت سندی این متون در نقل سرگذشت‌‌های تاریخی است. نویسنده مقاله «طوفان نوح، بیشتر شوخی تا جدی» با ادبیاتی توهین ‌آمیز سعی دارد با بررسی داستان طوفان نوح -که هم در تورات و هم قرآن آمده است- این کتب دینی را افسانه ‌پرداز معرفی نماید. در این نوشتار به بررسی شبهاتی که در مقاله مزبور آمده می‌پردازیم .
داستان نوح در تورات

در منابع یهود(تورات کنونی) بحث مشروحی پیرامون زندگی نوح آمده که از جهات زیادی با قرآن متفاوت است و طبق عقیده مسلمانان از نشانه‌‌های تحریف تورات می‌باشد.[1] بسیاری از خصوصیاتی که برای کشتی نوح بیان شده، یا برخی از ماجرا‌‌های بعد از طوفان که در تورات نقل شده، در قرآن نیامده است.[2] به طور کلی طبق آنچه در سِفر تکوین تورات می‌خوانیم، نوح پیامبری از پیامبران خدا بود که 950 سال عمر نمود. پس از آنکه قومش از پیروی او سر باز زدند، مورد غضب الهی قرار گرفته مقرر گشت بر اثر طوفانی سهمگین نابود گردند و نوح به امر خداوند مامور گشت تا برای نجات خود و همراهان کشتی بسازد. کشتی‌ای از چوب کوفر با حجره‌‌های فراوان و طول 300، عرض 50 و ارتفاع 30 ذراع. از تمامی بشر، حیوانات پاک و ناپاک، تمامی جنبندگان، مرغان، بهایم و حشرات به صورت جفت ‌جفت در آن حضور یافتند و هر گونه آذوقه مورد نیاز در آن مهیا گردید. آنگاه عذاب الهی آغاز شد و چهار روز و شب باران بارید. تمام اجساد صاحب تحرک و همه حشراتی که بر زمین می‌جنبیدند با تمامی انسان‌‌های روی زمین زیر آب فرو رفته و مردند بجز نوح و اهل و عیالش همه چیز محو شد. خدا پس از طوفان به نوح گفت از کشتی بیرون‌آی و همه جنبندگان را نیز بیرون آور تا در زمین منتشر شوند. خدا، نوح و پسرانش را برکت داده گفت: بارور شوید و زمین را پر کنید.[3]
خداوند نوح را با شریعت و کتاب آسمانی بسویشان فرستاد تا به توحید دعوت کند و مساوات را برقرار و بت ‌پرستی را ریشه ‌کن سازد. او نیز در مدت 950 سال، شبانه ‌روز و در آشکار و نهان، قومش را بسوی ایمان به خدا و آیاتش راه نمود اما جز عناد و گریختن از حق چیزی حاصل نشد و جز عده کمی به او ایمان نیاوردند
داستان نوح در قرآن

از آنجا که قرآن کتاب هدایت است نه کتاب تاریخ، تمام جزئیات تاریخی قصه نوح در آن ذکر نشده است،[4] با این حال در 29 سوره و 43 آیه قرآن از وی صریحا نام برده شده[5] و با اوصافی والا از او یاد گردیده است.[6] طبق آنچه از قرآن استفاده می‌شود، نوح نخستین پیامبر صاحب کتاب و شریعت و اولین رسولی است که خداوند، قصه ‌اش را به تفصیل در قرآن بیان می‌کند[7]. نوح، اول کسی است که علاوه بر طریق وحی با منطق عقل و طریق احتجاج با قوم خود سخن گفت. [8] طبق بیان قرآن، مردم بعد از حضرت آدم (ع) امت یگانه ‌ای بودند که طبق فطرت انسانی با ایمان به خدا زندگی می‌کردند تا اینکه روح کبر و برتری ‌جویی به تدریج در آنها شکل گرفت و اِعراض از دین توحیدی و سنت عدل اجتماعی و روی آوردن به عبادت بت ‌ها در زمین شایع شد. آنگاه خداوند نوح را با شریعت و کتاب آسمانی بسویشان فرستاد تا به توحید دعوت کند و مساوات را برقرار و بت ‌پرستی را ریشه ‌کن سازد. او نیز در مدت 950 سال، شبانه ‌روز و در آشکار و نهان، قومش را بسوی ایمان به خدا و آیاتش راه نمود اما جز عناد و گریختن از حق چیزی حاصل نشد و جز عده کمی به او ایمان نیاوردند. سرانجام خدا به او وحی کرد که دیگر کسی ایمان نمی ‌آورد، پس زیر نظر ما و به اشاره ما کشتی بساز. در مدت ساخت کشتی نیز از آزار قومش در امان نبود. کشتی ساخته شد و نشانه‌‌های عذاب آشکار گشت. خدا به او وحی فرمود از هر حیوان دو زوج و خود و اهل مومن و تابعین ‌اش را سوار کند. آنگاه که کشتی مملو از نفرات و همه وسایل شد، به فرمان خداوند آب-ها از آسمان و زمین جاری گشت و همه کافران در امواج کوه ‌پیکر، غرق شدند. پس از نابودی تمام ظالمین خداوند به زمین فرمود آب خود را فرو بر و به آسمان فرمود باز ایست. آب فرو شد و کار پایان یافت و کشتی نوح بر کوه «جودی»[9] قرار گرفت و خداوند به نوح و همراهانش نوید سلامتی و برکت در زندگی داد. [10]
حضرت نوح علیه السلام
چند نکته

قبل از پرداختن به نقد مقاله، بیان چند مطلب ضروری است:

1. بدون شک هر انسان آزاد ‌اندیش و حقیقت ‌جو می‌پذیرد که عقل و اندیشه، ابزاری قدرتمند در اختیار انسان برای کشف حقایق است اما باید توجه داشت که نه هر موضوعی قابل کاوش عقلانی است و نه هر سخنی برخاسته از خردورزی. عرصه اندیشه، همچون بسیاری دیگر از ابزار معرفتی، محدوده خاص خود را می‌طلبد و آنجا که موضوعی غیر عقلانی در بعضی از ابعادش قابل سنجش عقلانی بود، بایست از جزئی ‌نگری برحذر بود و تمامی مقدمات عقلایی در نظر گرفته شود.

2. در خصوص مباحث تاریخی توجه به دو امر ضروریست: یکی اَسناد اثبات ‌گر رویداد تاریخی و دیگری هدف از اثبات یا نقل آن. برای کشف صحت مساله ‌ای تاریخی می‌توان از راه‌‌های مختلفی بهره جست. مراجعه به کتب تخصصی تاریخ، مطالعه انکشافات باستانی و امثال این امور. اما نباید پنداشت که اَسناد حوادث تاریخی منحصر در مآخذ علمی و تجربی است. دین که قدمتی به درازای عمر بشر دارد در مراحل مختلف به فراخور حال، سرگذشت پیشینیان در مواجهه با دین و انبیای الهی را به عنوان موعظه ‌ای برای آیندگان نقل کرده است. سوالی که اینجا طرح می‌شود این است که آیا مدارک دینی صلاحیت اثبات یا رد پدیده تاریخی را دارایند یا خیر؟ به نظر می‌رسد قبل از پاسخ گفتن به این سوال بایست بررسی کنیم که معیار پذیرش نقل‌های تاریخ ‌نگاران و قابل استناد بودن آنها چیست؟ بدون شک حضور روایت ‌گر تاریخ یا کسانی که مورد اعتماد او بوده ‌اند در طول حادثه و راستگویی در نقل، امری اساسی در قابل پذیرش بودن آن است. حال اگر روایتگر تاریخ، خود هم سازنده تاریخ باشد و هم ناقل آن، جای هیچ تردیدی نیست که این نقل، استحکامی فزون ‌تر خواهد یافت. به اعتقاد ما خداوند جهانیان، هم سازنده تاریخ و هم اگر در مستندی دینی، نقلی تاریخی ارائه دهد ناقل حقیقت ‌گوی تاریخ می‌باشد. البته این در صورتی است که ثابت شود منبع دینی بی کم و کاست از ناحیه خداوند یا ولی معصوم اوست، همانطور که به اعتقاد ما، قرآن و روایات پیامبر اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) چنین است. بنابراین می‌توان اَسناد و مدارک دین حق را بعنوان منابع رویداد تاریخی قلمداد نمود. البته از آنجا که هدف اصلی دین از روایت سرگذشت‌ها هدایت ‌گری است، نباید توقع داشت اهدافی که در کتب تاریخی دنبال شده -به گونه ‌ای که تمامی جزئیات مورد توجه قرار می‌گیرد- در دین نیز چنین باشد.

3. مطلب دیگر اینکه قبل از هر گونه قضاوت در خصوص محتوای دین لازم و ضروری است موضع خود در مباحث اصولی دین را مشخص کنیم. بدون شک، درک و پذیرش مباحث زیربنایی دین تاثیر بسزایی در تبیین و توجیه آموزه‌‌های درون ‌دینی دارد. بر این اساس چنانچه در گفتمان جهانبینی اسلامی، قرآن را کلام خدا و معجز‌ه ‌ای جاوید بر رسالت پیامبر اسلام دانستیم، دیگر نگاهی حقارت ‌آمیز به محتوای آن نخواهیم داشت.
اینها از خبر‌های غیب است که به تو وحی می‌کنیم پیش از این نه تو آن را می‌دانستی ونه قوم تو، پس صبوری کن که عاقبت نیک از آن پرهیزکاران است
پس از ذکر مقدمات، اینک به نقد و بررسی مقاله مزبور می‌پردازیم.

طوفان نوح، افسانه یا واقعیت

شبهه: طوفان نوح بر پایه افسانه ‌ای از ادبیات بابلی استوار است که مدت ‌ها پیش از پیدایش تورات و قرآن وجود داشته و به تدریج وارد ادبیات و کتاب مقدس یهود و از آنجا به قرآن منتقل شده است.

پاسخ: در فرهنگ، ادبیات و کتیبه‌‌های امت‌‌های گذشته می‌توان آثاری از داستان طوفانی عظیم را مشاهده نمود که بعضی مطابق با نقل تورات است و بعضی مخالف با آن. از این جمله می‌توان به اخبار کلدانیان -همان قومی که حادثه نوح در سرزمین شان رخ داده- الواحی از آجر که با حروف میخی متعلق به دوره آشوربانیپال -حدود 660 سال قبل از تولد مسیح- یافت شده، نقل قدمای یونان، قدمای ایرانیان، قدمای هند و کتاب اوستا-کتاب مقدس مجوسیان- [11] اشاره نمود. [12]بررسی اینکه آیا داستان طوفان در این کتیبه‌ها و فرهنگ‌ها نمود افسانه ‌ای است غیر واقعی یا گزارشی است تاریخی هر چند آمیخته با خرافات را به عهده تاریخ ‌پژوهان می‌گذاریم و در این موضوع تنها به این نکته اشاره می‌کنیم که بر خلاف آنچه از مقاله مزبور استفاده می‌شود، صرف نقل داستان در کتیبه‌‌های متقدم بر تورات نمی ‌تواند دلیل بر افسانه ‌بودن اصل ماجرا -هر چند آمیخته با خرافات- باشد و اثبات افسانه ‌گون بودن آن در آثار ذکر شده، مبتنی بر ارائه نمودن دلیلی قابل قبول است. در هر حال از نقطه ‌نظر دین ‌پژوهانه، داستان طوفان نوح آنگونه که در تورات آمده، علی ‌رغم اینکه در مواضعی با نقل قرآنی متفاوت است، ولی در اصل وقوع و برخی ویژگی ‌ها با قرآن هم ‌داستان می‌باشد و از آنجا که نقل قرآنی همانگونه که گذشت به عنوان سندی تاریخی قابل استناد است، پس داستان نوح -آنگونه که در قرآن آمده- امری واقعی است. قرآن چه زیبا در میانه نقل سرگذشت نوح در سوره هود به این حقیقت اشاره نموده می‌فرماید:

ام یقولون افتراه قل ان افتریته فَعَلیّ اجرامی و انا بریء مما تجرمون

آیا [درباره قرآن] می‌گویند آن را خود بافته است، بگو اگر آن را بافته باشم گناهم بر عهده من است و من از گناهی که شما می‌کنید بیزارم[13]

و نیز می‌فرماید:

تلک من انباءالغیب نوحیها الیک ما کنت تعلمها انت و لا قومک من قبل هذا فاصبر ان العاقبه للمتقین

اینها از خبر‌های غیب است که به تو وحی می‌کنیم پیش از این نه تو آن را می‌دانستی ونه قوم تو، پس صبوری کن که عاقبت نیک از آن پرهیزکاران است[14]

از این آیه اخیر استفاده می‌شود بیان داستان انبیا به صورت واقعی و خالی از هر گونه خرافه و تحریف، تنها از طریق وحی آسمانی ممکن است. در غیر این صورت کتب تاریخی پیشینیان، آن قدر با اسطوره‌ها و افسانه‌ها آمیخته شده که شناخت حق از باطل را ناممکن ساخته و هر چه بیشتر به عقب بازگردیم مشکل فزونتر می‌شود. [15]

كشتی حضرت نوح

طوفان نوح، طوفانی عالمگیر

شبهه: اگر عالم زیر آب فرو رفته بود، لاجرم اثر مشخص و روشنی مشاهده می‌کردیم. بعلاوه اَسناد زمین ‌شناسی برای چنین واقعه ‌ای وجود ندارد. اساسا چگونه ممکن است با باریدن مدت کوتاهی باران تمام سطح زمین با آب پوشانده شود؟

پاسخ: در میان مفسران قرآن، درباره عالمگیر بودن طوفان نوح اختلاف دیدگاه وجود دارد. بعضی بر این عقیده ‌اند که طوفان نوح منحصرا در منطقه ‌ای که وی و قومش در آن ساکن بوده ‌اند اتفاق افتاده است و شواهدی را نیز بر این ادعا بیان داشته اند.[16]طبق این برداشت، شبهه مذکور و بسیاری از اشکالات بعدی برطرف می‌شود. عد‌ه ‌ای دیگر بر این عقیده ‌اند که مستفاد از آیات قرآن، عالمگیر بودن طوفان نوح است. [17] در کنار استناد این گروه به ظهور بسیاری از آیات قرآنی، برخی از ایشان به دو شاهد عمده استناد جسته ‌اند: یکی جهانی بودن نبوت حضرت نوح و دیگری فرمان خداوند به نوح مبنی بر گزینش و سوار نمودن جفت از حیوانات مختلف. در توضیح شاهد اول گفته می‌شود اکثر مسلمانان قائل به عالمگیر بودن رسالت نوح هستند. [18]در این صورت بدون شک می‌توان گفت عذاب موعود او نیز عالمگیر بوده است. درباره شاهد دوم نیز گفته شده است اینکه طبق نقل قرآن به نوح امر شد تا از هر نوع حیوان زوجی را سوار بر کشتی سازد، اگر طوفان منحصر به منطقه ‌ای از مناطق زمین می‌بود، امری بی ‌فایده ‌بود؛ چرا که دیگر نیازی به تحمل این همه مشقت در ساخت کشتی‌ای با آن عظمت و جمع ‌آوری و سوار نمودن آن همه حیوان و تهیه آذوقه ‌شان نمی ‌بود.[19]بنابر این به تأویل ‌بردن آیاتی که ظاهر در عمومیت طوفان است، تقیید کلام وحی، بدون وجود دلیلی محکم است.[20]بعلاوه بحث‌‌های ژئولوژی(زمین-شناسی) هیچ منافاتی با بروز طوفانی آنچنان سهمگین ندارد. به طوری که می‌توان ادعا نمود بخشی از نتایج بدست آمده از کاوش‌های زمین ‌شناسان در خصوص فراگیر بودن آب بر روی زمین مربوط به ماجرای طوفان نوح می‌باشد.[21] بعید دانستن فراگیر شدن آب در کل زمین نیز برخاسته از محدود دانستن قدرت پروردگار و عدم درکی صحیح از او و صفاتش است. آیا محال است که آسمان و زمین کاری که به اذن پروردگار تدریجاً و در طی سالیان متمادی انجام داده ‌اند را به اذن همو، در مدتی محدود انجام دهند. چه محالی پیش می‌آید اگر آسمان قطراتی ده‌ها برابر بزرگتر از حد طبیعی با سرعتی بسیار فزونتر از حد معمول ببارد و زمین آب‌های درونش را با سرعتی بسیار زیادتر از آنچه در ذهن ما بگنجد بر سطح زمین جاری سازد و همگی این امور به قدرت خالق زمین و آسمان انجام پذیرد؟
پس نجات دادیم او[نوح] و کشتی ‌نشینان را و آن[کشتی] را نشانه و آیتی برای جهانیان ساختیم

کشتی نوح و مسافرانش

شبهه: اینکه کشتی‌ای بدون بهره ‌گیری از علوم مهندسی پیشرفته امروزی ساخته شود که توان حمل آن همه انسان و حیوان و مواد غذایی را داشته باشد ‌، امری غیر ممکن است. تهیه مواد غذایی مورد نیاز آن همه جاندار قبل و بعد از طوفان ناممکن است. حفظ نسل حیوانات با نگهداری یکجفت از هر نوع غیر قابل قبول است. پوشش گیاهی امروزی با فرض تحقق چنان طوفان مخربی بایست وجود نمی ‌داشت و حال که وجود دارد، پس وقوع چنان طوفانی پذیرفتنی نخواهد بود.

پاسخ: این قبیل اشکالاتی که به داستان نوح شده است، برآیند قطع نظر نمودن از صفات والای پروردگار و مستقل دیدن نوح در انجام آن امور به عنوان فردی از نوع انسان با قدرت و علم محدود و سر انجام ناممکن تلقی نمودن تحقق وقایع نقل شده است. اما با مراجعه به کتب کلامی و آثار فلسفی و کمی تفکر حق ‌مدارانه و رها از بند علم ‌زدگی متوجه خواهیم شد که طبق کتاب وحی، طوفان نوح اتفاق افتاده است. حادثه ‌ای اعجازگونه، با عنایت خاص پروردگار و طبق وحی الهی و علم نبوت که در مدار اموری انجام پذیرفت که عقل تحقق آن را محال نمی ‌داند، گر چه ذهن کم توان عرفی یا علم ‌زده آن را بعید می‌شمرد. معارف والای قرآنی بخوبی پرده از این حقیقت برداشته است که در ماجرای ساخت کشتی نظر و عنایت خاص پروردگار با نوح همراه بوده است. در سوره هود می‌خوانیم:

و اصنع الفلک باعیننا و وحینا

و کشتی را زیر نظر ما و به اشاره ما بساز[22]

و در سوره عنکبوت آمده است:

فانجیناه و اصحاب السفینه و جعلناها آیه للعالمین

پس نجات دادیم او[نوح] و کشتی ‌نشینان را و آن[کشتی] را نشانه و آیتی برای جهانیان ساختیم[23]

پروردگاری که خالق جهانیان و بر طرف ‌کننده نیاز‌های آنها از بدو خلقت تا کنون است، آیا قادر نیست که برای مدتی کوتاه نیاز بخشی از موجودات را در کشتی‌ای که طبق علم نامحدود او ساخته شده و شرایط لازم در آن لحاظ گردیده برطرف سازد و پس از آن نیز زندگی تاز‌ه ‌ای را برای عالم رقم زند.[24] مهم نیست که ما تصوری روشن از کشتی نوح یا نحوه جمع ‌آوری حیوانات و بر آورده ساختن نیازهایشان یا حفظ نسل حیوانات و گیاهان نداشته باشیم؛ این مهم است که به توانایی خالق این حادثه واقفیم و به استحکام منبعی که داستان در آن نقل شده اطمینان داریم.

کشتی نوح

طوفانی عالمگیر، حکمت و قدرت خدا

شبهه: طوفان نوح در تضاد با ساده ‌ترین مفاهیم اخلاقی و انسانی است؛ زیرا تنبیه نسل بشر به دلیل خطای عده خاصی بوده است. بعلاوه خدا در تنبیه کردن چه نیازی به طوفان دارد، مگر نمی ‌تواند همانگونه که زمین را بی ‌هدف آفرید! همه آدم-ها غیر از دوستان و آشنایان آقای نوح را بکشد.

پاسخ: این شبهه نیز برخاسته از نداشتن تصوری صحیح از صفات خداوند عالمیان است. قدرت و حکمت دو وصف نیک است که تحققشان در مخلوقات بشری، روشن ‌ترین دلیل بر وجودشان در خالق هستی است و از آنجا که ذات الهی در بالاترین جایگاه هستی قرار دارد، صفات او نیز عالی و در نهایت کمال است. به این ترتیب خدا در انجام کارهایش هم حکمت و هم قدرت لازم را داراست. پدیده عذاب و عقوبت بندگان فاسد، خاصه در جریان طوفان نوح نیز خارج از نظام عالم هستی نیست. پس بایست که در قالب اوصاف والای الهی تفسیر شود. 950سال دعوت به حق در میان جامعه بشری آنروز با جمعیتی نه به گستردگی جمعیت جهان امروز، عناد ورزیدن اکثریت و ایمان آوردن جمعیتی اندک، تهدید ایمان مداری جماعت اندک توسط اکثریت کافر، حکیمانه و هدفمند بودن خلقت)چرا که بدون شک این عالم قابلیت آفرینش و طی مراحل کمال را دارد و اگر آفریده نمی ‌شد یا امکان لازم برای نشر دین فراهم نمی ‌گردید به نقص خدا می‌انجامید(، اینها همه گویای این است که کافران لایق این عقوبت بوده ‌اند و مومنان سزاوار آن عنایت.[25] قرآن می‌فرماید:

قالوا لئن لم تنته یا نوح لتکونن من المرجومین * قال رب ان قومی کذبون * فافتح بینی و بینهم فتحا و نجنی و مَن معی من المومنین

[قوم نوح] گفتند: ‌ای نوح اگر دست بر نداری قطعا سنگسار خواهی شد. گفت پروردگارا قوم من مرا تکذیب کردند. پس میان من و آنها فیصله ده و من و مومنان همراه مرا نجات بخش[26]

و نیز می‌فرماید:

و قال نوح رب لاتذر علی الارض من الکافرین دَیّارا * انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لایلدوا الا فاجرا کَفّارا

و نوح گفت پروردگارا احدی از کافران را بر روی زمین باقی مگذار. که اگر تو آنها را باقی گذاری بندگانت را گمراه می‌کنند و جز پلیدکار ناسپاس نمی زایند[27]
طبق آنچه بیان شد طوفان نوح داستانی قرآنی و سرگذشتی واقعی از قوم نوح پیامبر و سرانجام ایشان است، که هدف از نقل آن در قرآن مطابق با هدف نزول کتب آسمانی؛ یعنی هدایتگری است. قرآن کتاب تاریخ نیست، اما می‌تواند به عنوان سندی بر وقوع حوادث تاریخی مورد استناد قرار گیرد

در خصوص نوع عقوبت الهی نیز باید توجه داشت که تحقق پدیده طوفان، گرچه در نظر ما کاری پر دردسر بنماید، اما انجامش برای خداوند نه مشکل است و نه بدون حساب:

انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون

فرمان او هر گاه چیزی را اراده کند، تنها این است که به آن بگوید باش پس می‌شود[28]
نتیجه ‌گیری

طبق آنچه بیان شد طوفان نوح داستانی قرآنی و سرگذشتی واقعی از قوم نوح پیامبر و سرانجام ایشان است، که هدف از نقل آن در قرآن مطابق با هدف نزول کتب آسمانی؛ یعنی هدایتگری است. قرآن کتاب تاریخ نیست، اما می‌تواند به عنوان سندی بر وقوع حوادث تاریخی مورد استناد قرار گیرد. ریشه و اساس شبهاتی که در مقاله نقد شده طرح گردیده است، عدم توجه لازم به مباحث اعتقادی -که زیر بنای پذیرفتن آموزه‌‌های قرآنی است- می‌باشد. به این ترتیب با بررسی خرد ‌محور پیرامون داستان‌های قرآنی مبتنی بر شناخت صحیح از اصول دین می‌توان گفت طوفان نوح به هیچ وجه شوخی نیست، بلکه حادثه ‌ای کاملا واقعی و جدی است.

پی نوشت:

[1] . تفسیر نمونه، ج 25، ص92.

[2] . المیزان فی تفسیر القرآن، ج10، ص257.

[3] . کتاب مقدس، سفر تکوین، فصل 6 تا 10؛ قاموس کتاب مقدس، ص 897 ، ماده نوح.

[4] . المیزان، ج 10، ص 247.

[5] . المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم ، ماده نوح .

[6] . سوره های: آل عمران، آیه33؛ انعام، آیه84؛ صافات، آیه80 و 81؛ تحریم، آیه10؛ اسری، آیه 3.

[7] . المیزان، ج8، ص 174.

[8] . المیزان، ج10، ص 251.

[9] . کوه جودی در دیار بکر، سرزمینی در موصل و متصل به کوه‌های ارمینیه که تورات آنها را جبال آرارات نامیده می‌باشد. المیزان، ج10، ص271.

[10] . سوره ها و مباحث روایی: نساء، آیه 163؛ یونس، آیه71_73؛ هود، آیه 25_43؛ مریم، آیه58؛ فرقان، آیه37؛ شعرا، آیه 105 و 116_120؛ صافات، آیه77_82؛ ذاریات، آیه46؛ نجم،آیه52؛ قمر، آیه9_14؛ نوح، آیه1_10 و 21_27؛ انبیاء، آیه76 و 77؛ مومنون، آیه 23_27؛ عنکبوت، آیه 14؛ شوری، آیه 13. مشاهد برخی مباحث روایی مربوطه ر. ک: تفسیرالصافی، ج2، ص208؛ همان، ص443-450؛ همان، ج4 ، ص271؛ مجمع البیان، ج3، ص160-163؛ المیزان، ج10، ص226؛ همان، ص244؛ همان، ص257؛ تفسیر نمونه، ج13، ص503.

تفاسیر: المبزان، ج10، ص248؛ج2، ص128؛ تفسیر نمونه، ج9، ص121و 90؛ ج15، ص314؛ ج2، ص119.

[11] . طبق نسخه‌ای که به زبان فرانسه ترجمه و در پاریس چاپ شده است.

[12] . المیزان، ج10، ص257 به نقل از تفسیر المنار.

[13] . هود، آیه35.

[14] . هود، آیه49.

[15] . تفسیر نمونه، ج9، ص124.

[16] . همان، ج9، ص 102.

[17] . تفسیرنمونه، ج9، ص 102؛ ج12، ص37 ؛ المیزان، ج 10، ص 259.

[18] . المیزان، ج 10، ص 259؛ تفسیر نمونه، ج25، ص58.

[19] . المیزان، ج10، 264.

[20] . المیزان، ج10، ص264.

[21] . برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به: المیزان، ج 10، ص 266؛تفسیر نمونه، ج9، ص102.

[22] . هود، آیه37؛ المیزان، ج10، ص223.

[23] . عنکبوت، آیه15؛ تفسیر نمونه، ج16، پاورقی ص 247 .

[24] . سوره هود، آیه 48؛تفسیر نمونه، ج15، ص314؛ج9، ص94؛ همان، 121؛ المیزان، ج10، ص223 .و 224؛ همان، ص239؛همان، ص243.

[25] . سوره هود، 36؛تفسیر نمونه، ج25، ص88؛ همان، ج9، ص92؛ تفسیر الصافی، ج5، ص 232؛ المیزان، ج10، ص 223؛ همان، ص200؛همان، ص271.

[26] . سوره شعرا، آیات116-118.

[27] . سوره نوح، آیه26و27.

[28] . سوره یس، آیه82.

منابع

1) قرآن.

2) طباطبایی، محمد حسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، منشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات(بیروت-لبنان)، الطبعه الخامسه، 1403ق.

3) مكارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، دار الكتب الاسلامیه(تهران)، چاپ چهل و چهارم، 1382ش.

4) کاشانی، فیض؛ تفسیر الصافی، تصحیح:علامه شیخ حسین اعلمی، منشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات(بیروت-لبنان).

5) الطبرسی، الشیخ ابوعلی؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، منشورات مکتبه آیت الله العظمی المرعشی النجفی، 1403ق.

6) کتاب مقدس(عهد عتیق و عهد جدید)، ترجمه: فاضل خان همدانی، ویلیم گلن، هنری مرتن، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، 1383ش.

7) مستر هاکس؛ قاموس کتاب مقدس، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، 1383ش.

پاسخ سوم:

در ابتدا تذكر اين نكته لازم است كه چنين شبهاتي بعضا صرف ادعا بوده و دليلي بر صحت آنها وجود ندارد و اقامه نمي شود. بعضي ديگر هم به گونه اي است كه تنها نوعي مغالطه بوده و با كمي تأمل در آنها مي توانيد به نادرست و در بعضي موارد مضحك بودنشان پي ببريد.
اما در مورد جهاني بودن و يا منطقه اي بودن طوفان نوح ميان علماي ديني چه از ميان مسلمانان و چه غير مسلمانان اختلاف نظر وجود دارد. قرآن كريم نيز در اين باره كلام صريحي ندارد كه بتوان يكي از اين دو نظريه را تاييد و تقويت كرد. در قرآن در مورد طوفان نوح كلمه «ارض» ذكر شده كه هم براي كل كره زمين به كار مي رود و هم به عنوان يك منطقه خاص: «وَ قيلَ يا أَرْضُ ابْلَعي‏ ماءَكِ؛ و گفته شد: «اى زمين، آبت را فرو بر!»(1) لذا در درجه اول بايد گفت كه منطقه اي بودن طوفان نوح از جمله احتمالات جدي است كه در ميان دانشمندان ديني نيز معروف بوده است و مفسران همواره اين احتمال را نيز در كناراحتمال جهاني بودن نقل كرده و قابل دفاع دانسته اند (2) ؛ در نتيجه اينگونه نيست كه بتوان آن را شبهه و نقصي بر دينداران دانست.
اتفاقا اين احتمال مويداتي هم دارد مثل -همانطور كه خودتان هم ذكر كرده ايد- حمل حيوانات در كشتي ممكن است به خاطر اين باشد كه در آن قسمت از زمين، نسل حيوانات قطع نگردد، بخصوص اين كه در آن روز نقل و انتقال حيوانات از نقطه هاي دوردست كار آساني نبود. حديثي از امام صادق (ع) نيز وجو دارد كه اين نظريه را تاييد مي كند. از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده كه: هشت جفت از جانوران در كشتي حضرت نوح جا داده شدند. اين هشت جفت چهار نژاد اهلي هستند كه عبارتند از نژاد گوسفند، گاو، شتر و بز و چهار نژاد وحشي. در روايت ديگر سگ و خوك نيز نقل شده است.(3)
علاوه بر اينكه طوفان نوح به عنوان مجازات آن قوم سركش بود، و ما هيچ دليلي در دست نداريم كه دعوت نوح به سراسر زمين رسيده باشد، اصولاً با وسائل آن زمان رسيدن دعوت يك پيامبر (در عصر خودش) به همه نقاط، بسيار بعيد به نظر مي رسد. (4)
بنابراين به نظر مي رسد اين ادعا كه طوفان نوح در منطقه خاصي از زمين بوده است جدي و قابل تامل است و بر اين اساس حمل برخي حيوانات تنها براي حفظ اكونوميست همان منطقه از حيوانات خشكي زي بوده كه نمي توانستند شرائط طوفان را تحمل كنند.
اما در مورد سوال دوم شما بايد گفت حيات قطعا پيش از آدم و حوا در روي زمين وجود داشته است. حضرت آدم و حوا نه اولين جانداران بلكه اولين انسانهاي كامل با خصوصيات و ويژگيهاي امروزي ما بوده اند. لذا در روي كره زمين موجودات و حيوانات مختلفي زندگي كرده اند كه بخشي از ايشان موجودات انسان نمايي هستند كه فسيلهاي آنها هم به قول شما موجود است.
مرحوم علامه طباطبايي مي‌فرمايد: «از بعض روايات اهل بيت(ع) معلوم مي‌شود كه اين نوع (انسان) ادوار زيادي قبل از اين دوره به خود ديده است».(5)
امام پنجم(ع) به يكي از يارانش فرمود:
‌خلقت خداوندي به همين عالم و همين نسل بشر منحصر نمي‌شود. بلكه خداوند هزار هزار جهان آفريد. ‌نيز هزار هزار آدم خلق نمود كه اين بشر و اين جهان آخرين آن‌ها است”.(6)
‌ از امام علي(ع) آمده است كه پيش از خلقت آدم، موجودي شبيه بشر به نام “‌نسناس” وجود ‌داشت.(7) نسناس در جانورشناسي، نام عمومي گروهي از آدم نمايان است كه شبيه به انسان هستند.(8)

پي نوشت ها:
1. هود (11) آيه44.
2. مكارم شيرازى ناصر، تفسير نمونه ، دار الكتب الإسلاميه ، تهران ، 1374 ش ، ج 9 ص 103
3. قرشي، سيد علي اكبر، قاموس قرآن، دارالكتب، قم، 1367ش، ج۷، ص۱۲۴.
4. تفسير نمونه ، همان ص 104 .
5. تفسير الميزان(ترجمه)نشر جامعه مدرسين قم 1377 ش. ج 4، ص 239.
‌6. علامه مجلسي،بحارالانوار، نشر دار الاحيا التراث العربي بيروت 1403 ق ج 54، ص 321.
7. بحارالانوار، همان ج58، ص 298.
8.دائره المعارف فارسي، ج 2، بخش 2، ص 3027، واژه نسناس نشر مركز دايره المعارف تهران ، بي تا.

Primary Sidebar

Secondary Sidebar

Tertiary Sidebar

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی