Skip to content

گره گشایی از کار گرفتاران

گره گشایی از کار گرفتاران منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای گره گشایی از کار گرفتاران ثبت نشده

مفضل گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود اى مفضل آنچه به تو گویم بشنو و بدان که حق است و انجام ده و به برادران بزرگوارت خبر ده عرض کردم برادران بزرگوارم کیانند فرمود کسانى که در روا ساختن حوائج برادران خود رغبت دارند سپس فرمود هر کس یک حاجت برادر مؤ من خود را روا کند خداى عزوجل روز قیامت صد هزار حاجت او را روا کند که نخستین آنها بهشت باشد. دیگرش اینکه خویشان و آشنایان و برادرانش را اگر ناصبى نباشند به بهشت برد.

مردى با بصیرت از قبیله خزیمه

مردى با بصیرت از قبیله خزیمه منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای مردى با بصیرت از قبیله خزیمه ثبت نشده

در مقتل ابومخنف آمده : عمر سعد مردى از قبیله خزیمه را به رسالت نزد حضرت حسین (علیه السلام)فرستاد که به آن حضرت بگو : قصد تو از آمدن به این سرزمین چیست ؟

آن مرد تا کنار خیمه امام آمد ، حضرت به یارانش فرمود : او را مى شناسید ؟

گفتند : آرى ، وى اهل خیر و صلاح است و جاى شگفتى است که در چنین موقعیتى شنیع و فظیع و خطرناک و پر فتنه پیدا شده است .

حضرت فرمود : از او بپرسید چه مى خواهد ؟

به او گفتند : چه قصدى دارى ؟

گفت مى خواهم خدمت حضرت حسین برسم .

زهیر بن قین گفت : سلاح خود را زمین بگذار و وارد شو .

گفت : اطاعت مى کنم . سلاحش را بر زمین گذاشت و وارد شد . پس از سلام به محضر حضرت حسین (علیه السلام) ، دست و پاى آن بزرگوار را بوسید و گفت : مولاى من ! چه چیز شما را به این صحرا کشانید ؟

حضرت فرمود : نامه هاى شما مردم کوفه که پى در پى فرستادید .

گفت : پسر پیامبر ! مردمى که به سوى شما نامه فرستادند امروز از خواص ابن زیادند .

حضرت فرمود : برگرد و صاحب خود را از آنچه شنیدى خبر ده .

گفت : مولاى من ! کدام عاقل و خردمند بهشت را مى گذارد و آتش دوزخ را انتخاب مى کند ، به خدا سوگند از تو جدا نمى شوم تا جانم را فدایت کنم .

حضرت فرمود :

 

وَاصَلَکَ اللّه کَمَا وَاصَلْتَنَا بِنَفْسِکَ .

خدا تو را از مقربین قرار دهد چنان که با همه وجودت با ما پیوند برقرار کردى .

صدقه و بخشش عمرش را طولانی کرد

صدقه و بخشش عمرش را طولانی کرد منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای صدقه و بخشش عمرش را طولانی کرد ثبت نشده

پدر و مادر متدّین و باصفا و پاکى به یکى از پیامبران خدا به نام یهودا مراجعه کردند و گفتند : ما از زمان ازدواج اشتیاق به داشتن اولاد در قلبمان موج مى زد ولى تاکنون که سال هاست از ازدواج ما گذشته از نعمت اولاد بى بهره مانده ایم ، از شما درخواست دعا و شفاعت نزد حق داریم تا اگر مصلحت باشد فرزندى به ما عطا شود . خطاب رسید : به هر دو بگو من حاضرم پسرى به آنان عنایت کنم ولى شب عروسى او شب مرگ اوست ، اگر مى خواهند به آنان عطا نمایم !

وقتى پدر و مادر چنین خبرى را شنیدند با یکدیگر مشورت کردند و نهایتاً گفتند : قبول کنیم شاید ما پیش از او بمیریم و حادثه تلخ مرگ او را نبینیم . فرزند به آنان عنایت شد . بیست و چند سال زحمت تربیت او را به دوش جان و دل کشیدند ، روزى به پدر و مادر گفت : جهت مصون ماندن از گناه نیازمند به ازدواجم . دخترى آراسته را از خانواده اى معتبر نامزد او کردند . شوهر به همسرش گفت : داستان عجیبى است از یک طرف باید براى داماد لباس دامادى آماده کرد و از طرف دیگر کفن ، از جهتى باید شربت و شیرینى مهیا نمود و از جهتى دیگر سدر و کافور .

در هر صورت مجلس عروسى آماده شد . داماد و عروس را دست به دست دادند ، مهمانان و پدر و مادر نیمه شب به خانه هاى خود بازگشتند . پدر و مادر در انتظار حادثه نشستند ولى از خانه داماد خبرى نیامد . هر دو به سوى خانه داماد رفتند تا جنازه او را از عروس تحویل بگیرند . هنگامى که در زدند فرزندشان با کمال سلامت در را باز کرد ، چیزى نگفتند و به خانه خود باز گشتند .

مدتى گذشت ، خبرى از مرگ جوان نشد . نزد یهوداى پیامبر آمدند و سبب پرسیدند ، یهودا گفت : من از راز مطلب آگاهى ندارم ، باید از حضرت حق بپرسم اگر راز مطلب گفته شود به شما خبر دهم .

یهودا از حضرت حق سبب پرسید ، خطاب رسید شب عروسى هنگامى که خلوت شد و داماد و عروس براى غذا خوردن کنار هم نشستند ، صداى ناله اى از بیرون شنیدند که صاحب ناله مى گفت تهیدستم ، دستم دچار بیمارى فلج شده ، امشب گرسنه مانده ام و چیزى براى خوردن نصیبم نشده است . اى یهودا ! داماد با شوق فراوان ظرف غذاى خود را نزد آن تهیدست آورد و گفت : هرچه مى خواهى بخور . تهیدست وقتى سیر شد سر به دیوار خانه گذاشت و گفت : خدایا ! من که عوضى ندارم به این جوان سخى مسلک و کریم دهم ، تو به عوض این محبتى که در حق من کرد به عمرش بیفزا . من که صاحب دفتر محو و اثباتم ، مرگ جوان را در آن شب از دفتر محو و حوادث تعلیقى محو کردم و هشتاد سال دیگر براى او ثبت نمودم .

Primary Sidebar

Secondary Sidebar

Tertiary Sidebar

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی