Skip to content

آتش به اختیار

آتش به اختیار منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای آتش به اختیار ثبت نشده

«خطاب بنده در غیر از این جلسه به همه است؛ من به همه‌ی آن هسته‌های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتّباً می‌گویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به‌قول میدان جنگ، آتش به اختیار.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷) این عبارت در میان بیانات رمضانی رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان یکی از پربحث‌ترین بخش‌ها از بیانات ایشان در محافل، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بود. برخی کلیدواژه «آتش به اختیار» را به مثابه فرمان حمله همه‌جانبه فرمانده و یا تآیید پیشاپیش اقدامات غیرقانونی و خودسرانه در مواجهه با کاستی‌ها و کژی‌های جامعه و مسئولان ارزیابی کردند. اما اشاره و تآکید رهبر انقلاب در این فراز بسیار مهم از سخنان ایشان به چیست؟

رهبر انقلاب در دیدار جمعی از دانشجویان با ایشان پیش از افطار دوازدهم ماه مبارک رمضان، به روال دیدارهای رمضانی سال‌های گذشته با دانشجویان، بخشی از سخنان خود را به توصیه و تجویز برای تشکل‌های دانشجویی مومن و انقلابی دانشگاه‌ها اختصاص دادند و انتظارات و مطالبات خود را از این تشکل‌ها به صورت شفاف و صریح بیان کردند. مخاطب خود را هم در این مطالبه تدقیق کردند: «تشکّل‌هایی را می‌گویم که تحت هر نامی، معتقد به انقلابند، معتقد به دینند، معتقد به نظام اسلامی‌اند، معتقد به این مبارزه‌ی عظیمند؛ تحت هر نامی که هستند فرق نمی‌کند؛ خطابم به آنها است.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷)

رهبر انقلاب در این سخنرانی توصیه‌های دهگانه ذیل را خطاب به تشکل‌های دانشجویی مومن و انقلاب مطرح کردند:
۱. فراموش نکردن آرمان‌گرایی ۲. واقع‌بین بودن ۳. نقش فعال داشتن در جامعه ۴. تلاش جدّی و همه‌جانبه برای غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاه ۵. اهتمام به تخاطب واقعی با مخاطبان ۶. تبیین درست کلیدواژه‌های اصلی انقلاب ۷. تدیّن و تعبّد در عمل و گفتار ۸. شجاعت در اقدام ۹. تبیین مسئله‌ی زن در غرب توسط دانشجویان خواهر ۱۰. تزریق امید در دانشگاه‌ها

مطالباتی که به مثابه ۱۰ فرمانِ مهم فرمانده ارشد میدان مبارزه در جنگ فرهنگی برای افسران جنگ نرم قابل ارزیابی است. اما محل سخن در این یادداشت کلیدواژه مهم «آتش به اختیار» و تعریف جایگاه آن در منظومه بیانات و مطالبات ایشان از جنبش دانشجویی است.

رهبر انقلاب از دستور آتش به اختیار در ذیل مطالبه چهارم خود از تشکل‌های دانشجویی و البته همه «هسته‌های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور» استفاده کردند: «تلاش جدّی و همه‌جانبه برای غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاه»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷). مطالبه‌ی مهمی که در سال‌های اخیر از همه نیروهای مومن و انقلابی در گستره وسیع‌تری از دانشگاه یعنی کل جامعه داشته‌اند. انقلابی‌گری و تفوق گفتمان انقلاب یکی از مهم‌ترین مطالبات و البته نگرانی‌های ایشان در همه‌ی سال‌های اخیر بوده است. حالا رهبر حکیم انقلاب برای غلبه گفتمان انقلابی در دانشگاه و بلکه کل جامعه خطاب به همه‌ی افسران جوان جنگ نرم می‌گویند: «باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷)

اما آیا فرمانده یک فرمان مطلق و همیشگی برای آتش به اختیار صادر کرده و از افسران خواسته است که کاملا مستقل از فرماندهی اقدام کنند؟ رهبر انقلاب خود به این سوال پاسخ می‌دهند: «البتّه در جنگ، قرارگاه مرکزی وجود دارد که دستور می‌دهد، امّا اگرچنانچه رابطه‌ی قرارگاه قطع شد یا قرارگاه عیبی پیدا کرد، اینجا فرمانده دستورِ آتش به اختیار می‌دهد. خب شما افسرهای جنگ نرمید -قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشید- آنجایی که احساس می‌کنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمی‌تواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش به اختیارید.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷) و در همین دیدار می‌فرمایند: «نوع برخورد با مشکلات درون نظام، باید علاج‌جویانه و طبیبانه باشد. طبیب، گاهی اوقات به مریض خودش هم ممکن است تشر بزند، یک حرف تلخی هم بزند، امّا مقصودش معالجه‌ی او است. در مقابله‌ی با دشمن، نوع برخورد باید قاطع و صریح و طبق برخورد خود او -که خصمانه است- خصمانه باشد؛ امّا در داخل و با نظام، نه؛ دلسوزانه، علاج‌جویانه و مانند اینها.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷)

از این بیان مشخص است که این اختیار برای گشودن آتش، اولاً در ذیل مطالبه تلاش فکری، فرهنگی، سیاسی برای غلبه گفتمان انقلاب در جامعه و دانشگاه است و ثانیاً علاج‌جویانه و دلسوزانه و ثالثاً در حالتی است که دستگاه‌های فکری و فرهنگی و سیاسی دچار اختلال شده و یا وظایف طبیعی خود را انجام نمی‌دهند. این همان معنا و تلقی رهبر انقلاب از کلیدواژه «افسر جوان جنگ نرم» است که در سال‌های گذشته بارها بر آن تأکید کرده بودند: «در این جنگ نرم، شما جوان‌های دانشجو، افسران جوان این جبهه‌اید. نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند پیش، برود جلو؛ عقب بیا، بیاید عقب. یعنی سرباز هیچ‌گونه از خودش تصمیم‌گیری و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده می‌گوید، عمل کند. نگفتیم هم فرماندهانِ طراح قرارگاه‌ها و یگان‌های بزرگ، چون آنها طراحی‌های کلان را می‌کنند. افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل می‌کند، هم صحنه را درست می‌بینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را می‌آزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فکر هم دارند، عمل هم دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم می‌بینند، در چهارچوب هم کار می‌کنند.»(۱۳۸۸/۰۶/۰۸)

با این نگاه و با این تعریف از افسران جوان جنگ نرم، رهبر انقلاب تکلیف را هم مشخص می‌کنند: «گاهی اوقات انسان احساس می‌کند دستگاه‌های مرکزی فکر و فرهنگ و سیاست و مانند اینها دچار اختلالند، دچار تعطیلند… این دستگاه اختلال پیدا کرده که مسئله‌ی اصلی را از مسئله‌ی فرعی تشخیص نمی‌دهد و یک مسئله‌ی اصلاً بی‌اعتبارِ بی‌اهمّیّت فرعی را به‌عنوان یک مسئله‌ی اصلی، درشت می‌کنند. وقتی اینجوری دستگاه‌های مرکزی اختلال دارند، آنوقت اینجا جای همان آتش به اختیاری است که عرض کردم.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷)

تاثیر اخلاق ….

تاثیر اخلاق …. منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای تاثیر اخلاق …. ثبت نشده

شیخ ابو حفض نیشابورى یکى از علماى بر جسته اسلامى است . در فصل بهار با تنى چند از اصحاب و شاگردانش براى تفریح به صحرا رفتند. هنگام عبور، خانه اى را دیدند که در کنارش درخت سبز و خرمى وجود داشت . ابوحفض در آنجا درنگ کرد و با دیده عبرت و اندیشه به آن درخت مى نگریست . در این هنگام پیرمردى مجوس از خانه بیرون آمد و به شیخ گفت : اى کسى که پیشتاز خوبانى ، آیا میهمانى کسى را که پیشتاز بدان است مى پذیرد؟
ابوحفض با گشاده رویى گفت : آرى ، آنگاه با همراهان داخل خانه مرد مجوسى شد. یکى از یاران ابوحفض آیاتى از قرآن را تلاوت کرد، سپس ‍ صاحب خانه گفت :
مى دانم که شما غذاى ما را نمى خورید، این چند درهم را بگیرید و بروید بازار و از مسلمانان غذاى خریدارى کرده و بیاورید.
آنها پول را گرفتند و خواستند براى خریدن غذا از خانه بیرون روند، مجوسى به شیخ گفت :
من از تو جدا نمى شوم و از این پس در گروه یاران تو خواهم بود، مگر غیر از این بیش مى خواهى که بگویم : اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله و او مسلمان شد و با اسلام او حدود ده نفر دیگر از بستگانش اسلام آوردند، آنگاه ابوحفض به یاران خود گفت : هر گاه براى تفریح بیرون رفتید، این گونه روید که برخورد و روش خوبتان موجب گرایش عده اى به اسلام گردد.

نماز شب

نماز شب منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای نماز شب ثبت نشده

حجه الاسلام شفتی

  1. (این سید بزرگوار پیوسته مراقب باری تعالی بود و چیزی او را از حالت حضور و مراقبت باز نمی داشت ، گوشه های چشم او از کثرت گریه کردن در مقام تهجّد مجروح شده بود.
    یکی از نزدیکان این بزرگوار گفته است : با آن مرحوم به یکی از روستاها رفتیم ، شب را در راه گذراندیم . سیّد به من فرمود: نمی خوابی ؟ من رفتم که بخوابم ، چون سیّد گمان کرد که من خوابیدم برخاست و مشغول نماز شد، به خدا قسم دیدم بندهای دوش و اعضایش می لرزید به طوری که کلمات نماز را از شدت حرکت فکّین و اعضا مکرّر می نمود تا آن را صحیح ادا کند.
    گویند از شدّت حضور قلبی که در پیشگاه خداوند داشت ، بندهای دوشش می لرزید و به محض این که مجلس از مردم خلوت می شد، اشکش جاری می گشت ، جاری شدن اشک او مقارن بیرون رفتن آخرین فرد مجلس بود.
    محدّث قمی می نویسد: در عبادت و دعا و مناجات با قاضی الحاجات و نوافل و اوراد، حکایات بسیار از آن جناب نقل شده است .)(۴۰)
    مرحوم تنکابنی می گوید: این بزرگوار از نیمه شب تا صبح ، به گریه و زاری و تضرّع اشتغال داشت و در صحن کتابخانه اش ، مانند دیوانگان می گردید و دعا و مناجات می خواند و بر سر و سینه می زد تا صبح ، و چنان صدای گریه او بلند بود که اگر همسایه ها بیدار می شدند و می شنیدند. بالا خره ، از کثرت گریه و زاری ، در اواخر عمر به بیماری (باد فتق ) مبتلا شده بود و پزشکان هر چه معالجه کردند سودی نبخشید.
    بناچار، سید را از گریه منع کردند و گفتند: گریستن بر تو حرام است ؛ زیرا، موجب افزایش باد فتق می شود. و هنگامی که سیّد به مسجد می رفت تا وقتی که در مجلس حضور داشت ذاکرین منبر نمی رفتند و اگر اتفاقاً در حضور او ذاکری بالای منبر می رفت او بر نمی خاست و باز گریه می کرد.
    مرحوم تنکابنی ، درباره فرزند حجه الاسلام شفتی ، مرحوم آقا سید اسداللّه نیز چنین می نگارد: هر شب از نصف شب تا صبح ، در جایی خلوت به دعا و مناجات و گریه و عبادت و نماز اشتغال دارد و در گریستن از خوف خداوند متعال ، مانندی برای او نیست .(۴۱)

 

Primary Sidebar

Secondary Sidebar

Tertiary Sidebar

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی