Skip to content

محرم و نامحرم

محرم و نامحرم منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای محرم و نامحرم ثبت نشده


در دین مقدس اسلام ، روابط زن و مرد، داراى شرائط و احکام مخصوصى است که هر مسلمانى باید آن را بداند و رعایت کند، در جوامع امروز بشرى بخاطر بى بند و بارى و عدم رعایت نکات اخلاقى لازم ، زن و مرد، بدون در نظر گرفتن مسائل اخلاقى ، با هم ارتباط برقرار مى کنند، و دچار دهها مفسده اجتماعى شده و خود و اجتماع را به هلاکت مى کشانند.
اسلام روابط زن و مرد را بسیار حساس و دقیق معرفى مى کند، و جوامع بشرى را از ارتباط نا سالم میان زن و مرد بر حذر مى دارد.
غریزه جنسى بعنوان یک غریزه فطرى احتیاج به کنترل و تعدیل دارد، و مى باید از راههاى مشروع به آن پاسخ داد و نیاز جنسى را تاءمین نمود، وگرنه تاءمین بى قید و شرط مسائل شهوى و مثل سایر عرائز، نه تنها سودمند نیست ، بلکه موجب هلاکت خواهد بود.
به همین جهت است که در اسلام ، عده اى از افراد براى زن یا مرد بعنوان محرم و نامحرم ، مطرح شده اند اختلاط زن و مرد نامحرم موجب تحریک غریزه جنسى و زمینه فعالیت شیطان براى ایجاد فساد در جامعه خواهد بود.
به همین نظر اسلام هرگز اختلاط زن ومرد را نیکو نشمرده است ، و به زن و مرد در مورد خطر اینگونه محاف هشدار داده است ، مخصوصا اختلاط پسرو دختر جوان در مجالس خلوت یا بى بند و بار.
وقت خشم و وقت شهوت مرد کو؟ این عابد به سختى مقاومت کرد
در میان بنى اسرائیل زن بد کاره اى بود که بسیارى از جوانان را شیفته خود کرده بود، روزى در نزد وى جوانى گفت : اگر آن عابد مشهور هم این زن را ببیند شیفته وى مى شود، زن با شنیدن این سخن سوگند خود که به خانه نمى روم تا عابد را منحرف کنم ، همان شب به طرف خانه عابد آمد، در زد و گفت : اى عابد امشب مرا پناه ده که در خانه تو شب را صبح کنم ، عابد امتناع نمود، زن گفت : بعضى از جوانان قصد تجاوز به من را دارند، از ایشان گریخته ام اگر در را باز نکنى ، کارى زشت صورت مى گیرد، عابد با شنیدن این سخن در را باز کرد.
زن چون وارد خانه شد، براى فریب عابد لباسهاى خود را افکند، همینکه نگاه عابد به زیبائى و جمال زن افتاد عنان شهوت از دست داد، وقتى به خود آمد که دست خود را بر بدن آن زن دید در همان ساعت بخود آمد، دست بر داشت ، در آنطرف ظرفى بر آتش بود دست خود را بر روى آتش ‍ نهاد، زن گفت چه مى کنى ؟ گفت : دست خود را به آتش دنیا مى سوزانم شاید از آتش آخرت نجات یابم ، زن به عجله بیرون شتافت و فریاد زن عابد را دریابید که دست خود را سوزاند.
وقتى مردم رسیدند دیدند دستش سوخته است .

صلاح بنده ام را بهتر مى دانم

صلاح بنده ام را بهتر مى دانم منتشر شده در ۱ دیدگاه برای صلاح بنده ام را بهتر مى دانم


عَنْ أَبِى عَبْدِاللَّهِ علیه السلام :
ُعَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ علیه السلام یَا مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنِ فَإِنِّی إِنَّمَا أَبْتَلِیهِ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أُعَافِیهِ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ … ).
در ضمن آنچه خداى عزّوجلّ به موسى بن عمران علیه السلام وحى کرد این بود که :
اى موسى ! مخلوقى که نزدم محبوبتر از بنده مؤ من باشد نیافریدم .
من او را به آنچه براى او خیر است مبتلا مى کنم و به آنچه برایش خیر است عافیت دهم و من به آن چه که بنده ام را اصلاح کند داناترم .
پس او باید بر بلایم صبر کرده و نعمتهایم را شکر کند و به قضایم راضى باشد. زمانى که به رضاى من عمل کند و امرم را اطاعت نماید او را در زمره صدیقین نزد خود نویسم .(

توسل به قرآن

توسل به قرآن منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای توسل به قرآن ثبت نشده


ثقه عدل جناب (حاج محمد حسن ایمانى ) سلمه الله تعالى فرمودند:
زمانى امر تجارت پدرم مختل شد وگرفتار بدهکارى هاى زیاد ونبودن قدرت اداء آنها شد. در آن هنگام مرحوم (حاج شیخ جواد بیدآبادى ) از اصفهان به قصد شیراز حرکت نمود وچون آن بزرگوار مورد علاقه شدید پدرم بود در شیراز به منزل ما وارد میشدند به والد خبر رسید که آقا به قصد شیراز حرکت کرده اند وبه آباده رسیده اند.
مرحوم پدرم گفتند: در این هنگام شدّت گرفتارى ما، آمدن ایشان مناسب نبود. چون ایشان به زرقان مى رسند پنج تومان به کرایه مرکب اضافه مى نمایند ومرکب تندرویى کرایه مى کنند که بلکه قبل از ظهر روز جمعه به شیراز برسند وغسل جمعه را قبل از ظهر بجا بیاورند که قضا نگردد (چون آن بزرگوار سخت مواظب مستحبات بودند خصوصاً غسل جمعه که از سنن اکیده است ).
خلاصه پیش از ظهر جمعه وارد منزل شدند در حین ملاقات پدرم فرمودند: بى موقع وبى مناسب نیامده ام شما از امشب باتمام اهل خانه شروع کنید به خواندن سوره مبارکه انعام به این تفصیل که بین الطلوعین مشغول قرائت سوره شوید وآیه (وربک الْغَنّىَّ ذُوالرحمه ) را تا آخر دویست و دو مرتبه تکرار کنید (به عدد اسماء مبارکه ربِّ ومحمّد صلّى الله علیه وآله وعلى علیه السلام ).
پس حمّام رفتند وغسل جمعه کردند وبه منزل مراجعت فرمودند وما از همان شب شروع کردیم به قرائت ، پس از دو هفته فرج شد و از هر جهت رفع گرفتارى ها گردید وتا آخر عمر مرحوم پدرم در کمال رفاه بودند.(

Primary Sidebar

Secondary Sidebar

Tertiary Sidebar

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلا - فروش ویلا - ویلا شمال