Skip to content

دین مهربانی و نرمی

دین مهربانی و نرمی منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای دین مهربانی و نرمی ثبت نشده

عمار بن ابی الاحوص گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: در نزد ما کسانی هستند که بخلافت امیر المؤمنین عقیده مند هستند و آن حضرت را بر همه مردم برتری می دهند ولی آن طوری که ما در باره فضیلت شماها معتقدیم معتقد نیستند آیا ما با آنان دوست صمیمی باشیم؟ فرمود آری اجمالا دوستشان داشته باشید مگر نه این است که در نزد خدای عز و جل چیزهائی است که نزد رسول خدا نیست و رسول اللَّه را چیزهائی است که ما را نیست و در نزد چیزی است که شما آن را ندارید و شما چیزی دارید که دیگران ندارند خدای تبارک و تعالی اسلام را بر هفت سهم قرار داد بر شکیبائی و راستی و یقین و رضا و وفا و دانش و بردباری سپس آن را در میان مردم پخش فرمود پس هر کس که همه این هفت سهم را دارا شد ایمانش کامل و طاقت و تحمل دارد سپس به پاره ای از مردم یک سهم نصیب داد و پاره ای را دو سهم و پاره ای را سه سهم و پاره ای را چهار سهم و پاره ای را پنج سهم و پاره ای را شش سهم و پاره ای را هفت سهم پس شما ب آن کس که یک سهم از ایمان نصیب دارد وظیفه دو سهم بر او تحمل نکنید و آن را که دو سهم دارد بار سه سهم بر دوشش منهید و سه سهمی را چهار سهم تکلیف نکنید و از چهار سهمی انتظار وظیفه پنج سهم نداشته باشید و بر پنج سهمی شش سهم و بر شش سهمی هفت سهم تحمیل نکنید که بارشان را سنگین کنید و از دینشان برمانید و بجای این کار با آنان مدارا کنید و راه کار را بر آنان آسان کنید من اکنون برای تو مثلی می آورم که مایه عبرت تو باشد.
مرد مسلمانی بود که همسایه کافری داشت و با این مؤمن رفیق بود مؤمن علاقه مند شد که رفیق کافرش مسلمان گردد. لذا همواره اسلام را در نظر او جلوه میداد او را بدوستیش وامیداشت تا بالاخره اسلام آورد فردای صبح مؤمن بنزد او رفت و او را از خانه بدر آورد تا بمسجد روند و نماز بامداد را با جماعت بگذارند چون از نماز فارغ شد باو گفت: چه شود که همین جا بنشینیم و تا طلوع آفتاب مشغول ذکر خدای عز و جل باشیم او هم با مؤمن نشست پس از برآمدن آفتاب او را گفت اگر تا موقع ظهر بفراگرفتن قرآن مشغول شوی و امروزه را روزه بداری چه بهتر او هم نشست و روزه گرفت تا نماز ظهر و عصر را خواند باز باو گفت اگر تاملی کنی و یکباره نماز مغرب و عشا را بخوانی بسیار بهتر خواهد بود او هم نشست تا نماز مغرب و عشا را خواند سپس هر دو از جای برخاستند ولی تازه مسلمان را تاب و توانی نمانده و بیش از طاقت بار بر دوش او گذاشته شده بود چون فردای رسید باز اول وقت بدر خانه او رفت تا برنامه روز گذشته را اجرا کند در را زد و گفت بفرمائید تا باتفاق هم بمسجد رویم وی در پاسخ گفت دست از من بدار که این دین سخت است و من تاب آن را ندارم.
بنا بر این شما نیز بمردم فشار نیاورید مگر نمی دانی که فرمانروائی دولت بنی امیة بزور شمشیر و فشار و ستم بود ولی فرمانروائی ما با نرمی و مهربانی و متانت و تقیه و آمیزش نیکو و پاکدامنی و کوشش است پس کاری کنید که مردم بدین شما و مسلکی که دارید رغبت پیدا کنند.

علی علیه السلام مظهر عجایب

علی علیه السلام مظهر عجایب منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای علی علیه السلام مظهر عجایب ثبت نشده

از كتاب زبدة المناقب روايت كرده اند كه چون اميرالمؤ منين عليه السلام از جنگ نهروان به فتح و نصرت مراجعت فرمود، گذرش بر سر دو راهى افتاد، يكى نهر عيسى و از راه ديگرش بى آب بود آن جناب مقرر فرموده كه از راه بى آب بروند پس مسافتى طى نمودند و از شدت گرما لب و دهان لشكريان خشكيد و بعضى از منافقان كه همراه لشكر بودند زبان طعن گشودند كه در اين صحراى بى آب همگى از تشنگى هلاك خواهيم شد.
كجا در اين صحراى بى آب و علف آبى پيدا خواهد شد و مؤ منان با اخلاص ‍ از گفتار منافقان دل آزرده شدند، به عرض جناب مقدس عالی اميرالبرة عليه السلام رسانيدند، از بى آبى لشكر و مراكب شكايت كردند.
حضرت فرمود: كه جميع لشكر در يك جا جمع و حاضر باشند، تا قدرت الهى را مشاهده كنند، پس آن سرور عالم خطى مدور كشيده و به قنبر فرمود: تا آن را بكند بعد از آن سنگ بزرگى پيدا شد كه هيچ كس نتوانست حركت بدهد، پس به نفس نفس خود سنگ را دور انداخته پله اى پيدا شد به قنبر فرمود كه پايين رو آنچه كه ديدى بيان كن قنبر سى و پنج پله كه پايين رفت درى از سنگ مقفل ديد و بالا آمد عرض كرد فداى تو گردم درى از سنگ مقفل ديدم ، كليد ندارد و معلوم نيست ، كه كليدش در كجاست و گشودنش بسيار مشكل است پس آن حضرت از عمامه خويش كليدى بيرون آورد به قنبر داد و فرمود:
در را بگشا و جام آبى بياور قنبر رفت در را گشود ديد حوض آبى است و اطراف آن حوض همه گل و ريحان و نرگس تر و تازه روئيده و حضرت على عليه السلام را ديد، كه در سر حوض نشسته قنبر را حيرت بر حيرت افزود، پس حضرت جامى با دست مبارك خود از حوض پر كرده و به قنبر داده فرمود:
كه اين جام آب را بگير بالا برو و لب تشنگان را سيراب كن ، قنبر جام را گرفت بيرون آمد، ديد كه حضرت على عليه السلام در جاى خود چنانكه بود، نشسته است قنبر از اين ماجرا مضطرب و حيران شد خواست به تكلم درآيد، و افشاى آن راز نمايد، حضرت على فرمود:
اى قنبر مگر قصه دشت ارژنه را نشنيده اى ؟ كه در اين مقام تعجب مى كنى پس قنبر سكوت كرد جميع اهل لشكر و مراكب ايشانرا با همان جام آب سيراب كرد و جام آب با همان حالت اولى بود، و چيزى ناقص نشده بود.

شما جزو کدام دسته هستید؟

شما جزو کدام دسته هستید؟ منتشر شده در هیچ دیدگاهی برای شما جزو کدام دسته هستید؟ ثبت نشده

تو جزو کدام دسته ای؟ انسانهای شجاع یا ترسو؟ اشتباه نکن.. جنگ و درگیری در کار نیست؟ روبرو شدن با موجود ترسناکی منظورم نیست!! رفتن به مکانی هولناک و انجام کاری خارج از توانت نیست..

داستان زندگی عادی و طبیعی است, در این زندگی عادی و طبیعی تا چه حد شجاعت داری؟ چقدر قدرت داری؟ اینها تعابیر من هستند, نمیدانم شاید اشتباه کنم که در اینصورت نظرات شما راهگشایم خواهد بود, اما منظورم از شجاعت و قدرت داشتن اینست که درجامعه ای که زندگی میکنی شهامت انجام بعضی کارها را داشته باشی… جربزه گفتن حرف هایی از جنس نور را داشته باشی…

از اینکه کاری انجام بدهی که برخلاف عرف اشتباه مردم است نترسی, از مخالفت با آداب و رسوم اشتباه هراسی نداشته باشی و تبعیت نکنی از چیزی که گناه و معصیت است… روی موضوع صحبتم ریز تر می شوم, در جامعه ای که تجملات دارد موجی سهمگین در برابرت افراد قرار می دهد تو کوهی باش که لا تحرکه العواصف است…

تو راهت را با قدرت و شهامت ادامه بده و از کاری که گناه و معصیت است دوری کن, تو میدانی که بریز و بپاش های غیر معمول در مراسم عروسی حرام و نمونه ای روشن اسراف و تبذیر است تو میتوانی مرتکب این کارحرام نشوی و راه را هموار کنی برای دیگرانی که بعد از تو می خواهند این راه را بپیمایند,

تو میتوانی در مقابل حرف دیگران که وسوسه ات میکنند که ای بابا یک شب هزار شب نمی شود, بخوبی جواب بدهی, که کسی از یک دقیقه بعدش اطلاع ندارد, و خدا و اهل بیت علیهم السلام و از این کار راضی نیستند, پس من برای عروسی جشنی ساده برگزار میکنم چرا که باعث برکت و آرامش در زندگیم می شود, و این را هم بخوبی می دانی که در هر صورت این عمر می گذرد و بخاطر رضایت مردم رضایت خدا نباید نادیده گرفته شود, اینکه در جامعه ات همرنگ کسانی نشوی که راه اشتباه رفته و می روند نشوی سخت است و این سختی صبر و تحمل و اراده می خواهد و اینکه به کارت ایمان داشته باشی, و می شود چون خیلی ها این کار را انجام داده اند…
پس بر خدا توکل کن و کارت را با قدرت و شهامت شروع کن…یاعلی

Primary Sidebar

Secondary Sidebar

Tertiary Sidebar

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی